گزارش «دائولاگیری» پروانه کاظمی دیشب در یک فضای روحانی و معنوی خاصی برگزار شد و همه با دهان روزه و باز! تا آخر مراسم نشسته بودند! حاشیه هایی از این مراسم:

-یکی از نکات جالبه توجه این گزارش «کوکو سبزی» پروانه کاظمی در بیس کمپ بود. «آرمان ضابط»  همسر وی که از  تعجب دهانش باز مانده بود  و با حسرت به این تصویر نگاه می کرد! یحمتل می گفت؛ پس چرا تو خونه از این کارا نمی کنه؟!  برای همین از باشگاه  تقاضای «ویوئو چک» کرد که ببینه این کوکو سبزی واقعا کار پروانه کاظمی بوده؟! چون بعضا مشاهده شده ایشون مواد «پیتزا» ریختند تا ماهی تابه  «سبزی پلو با ماهی» از توش در آمده!

به گزارش طنز نیوز در همین خصوص فست فود فروشان محله پروانه کاظمی تحصن کردند و گفتند ایشان رفتند قله صعود کنند یا آشپزی یاد بگیرند؟! و اگر این کو کو سبزی کار ایشان بوده که منبعد ما ورشکست می شیم فلذا مراتب نگرانی خود را اعلام نمودند.

- از «فدراسیون کوه نوردی» کسی نیامده بود گفتگوی زیر محتمل است

حسین رضایی: آقا رضا!..(زارعی) امشب گرازش پروانه کاظمیه تشریف نمی برید؟

نه حسین جان قربونت من بس این گلنگ طلایی ها رو جابه جا کردم کمر درد گرفتم حالا خوبه نمادین بود اینقدر سنگین بود اگه میشه تو یه سر برو

والله منم فرصتشو ندارم دارم رو فیلم  کلنگ طلایی ها کار می کنم

خب پس  یه زنگ بزن به عباس ثابتیان بگو اون  بره ناسلامتی رییس انجمنه... چی می دونم  از این ان- جی- او- ها- ها هست

گفتم می گه ما نهاد مردمی هستیم زشته تو کار باشگاه ها دخالت کنیم!

-عظیم برهمنی با کفش آمده بود سالن خودم دیدم. مثل بیس کمپ برودپیک دمپایی ابری پاش نبود! گفتم بگم «تازه کار» در جریان باشه

- یه قله ای هم بود به اسم «توکوچه» جالب بود احتمالا علت نامگذاریش هم به خاطر این بوده که تو کوچه پس کوچه هاشان این قله بوده و همینکه تو کوچه پس کوچه های آنجا قله هست!یک ایده خوب برای فدراسیون خودمان  هست که تو کوچه های خودمان هم قله بسازندخیلی به توسعه ورزش همگانی و جذب توریست کمک خواهد کرد اصلا یک قله ی خیلی نمادین! خواهد شد.

-آقای حمیدی رییس باشگاه اسپیلت گفت: پروانه کاظمی معجزه کوهنوردی حال حاضر ماست! خب ما هم تصمیم گرفتیم این عنوان را کمی چرب و چیلی تر کنیم و معجزه قرن و معجزه هزاره سوم  و البته «اولین زن ایرانی کوکو سبزی پز در بیس کمپ فاتح  اورست» بخوانیمش

-فیلم پروانه کاظمی را هم دیدیم خوب بود فقط یک مقدار صحنه های اکشنش را بیشتر کنند جذاب تر می شود مثلا چهار نفر از کوه پرت شوند، یکی با تبر یخ بزند آن یکی را نصف کند! این همه جلوه های ویژه چرا کار نکردند نمی دانم!

- باشگاه اسپیلت سرود باشگاهی برای خودش درست کرده و احتمالا اسم آن هم «سرود جمهوری اسلامی اسپیلت» گذاشتند ما هم تصمییم گرفتیم برای اینکه از این باشگاه عقب نمانیم «سرود ملی زاقارت ها» را بسازیم با شعری به این مضمون

ای زاقارت ای همه تپه نورد

ای خاک عالم همه بر سرت

دور از تو اندیشه فلان فلان شده
پاینده مانی و جاودان ای در به در شده
ای … دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من زاقارتم
جان من فدای خاک پاک زاقارتی ام
عضویت تو چون شد پیشه‌ام
دور از تو نیست اندیشه‌ ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد تیم زاقارت های ما

-با این افطاری های هم که در پایان مراسم کلنگ طلایی و برنامه گزارش دائولاگیری و این باشگاه و آن باشگاه داریم می خوریم کلا چند کیلو وزن از دست دادیم و یک گیاه خوار تمام عیار شدیم و اصلا فضامون کلا خیلی معنوی شده همین شبهاست که بلند شویم یخ حوض را بشکنیم و  نماز شب  هم بخوانیم. التماس دعا اخوی

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه شانزدهم تیر 1393 و ساعت 11:52 |
 

به گزارش همین کوه نامه ی بی چشم و رو« مراسم جشنواره صعودهای برتر توسط فدراسیون کوه نوردی» برگزار شد! به این فکر کردیم که خب با این همه پتانسیلی که در زاقارت ها وجود دارد چرا ما در هیات تحریه ی طنز کوه از همچین جشنواره هایی برگزار نکنیم تا یک وقت نگند این ها کلا از دنیا عقبند!

اما از طرفی  وضع مالیمان هم خوب نیست کاَنهو مثل فدراسیون بی نوا  که به جای کلنگ طلایی چند تا  کلنگ معمولی  ازشرکت هفت گوهر گرفته  و به صورت نمادین تقدیم کرد؛ ما که بی پول ترو بدبخت تر و بیچاره تریم که می خواهید باور بفرمایید یا نفرمایید تو  هزینه های همین کوه نامه ی زپرتی هم مثل دانکی! تو گل ماندیم اما بالاخره این طور که نمی شود این شد که برای پیشرفت و توسعه کوه نوردی آن هم به شکل بسیار نمادین! تصمیم به برگزاری جشنواره گرفتیم.

 اما چون زاقارت ها اصولا خودشان کلنگند بنابراین هدیه دادن کلنگ به یک کلنگ طبیعتا مبنایی ندارد برای همین هم تصمیم بر این شد به جای کلنگ قند شکن طلایی آن هم به صورت کاملا نمادین به صعودهای برترمان بدهیم .کاملا نمادین هم یعنی  قند شکن را ببرند یک ساعت قندهایشان را  بشکونند  پس بیاورند که سال دیگر داشته باشیم به کس دیگری هم بدهیم.

بنابرایم بر اساس شاخص هایی که ما خودمان دلمان می خواست چه باشد  و هیات داوران متشکل از چند زاقارت صعودهای برتر منتخب باز خودمان برندگان را اعلام می کنیم.

از آنجایی هم که هیچ جا و مکانی برای این برنامه نداشتیم رفتیم سراغ  سردار خان! قهوه چی محله مان  کلی خواهش و تمنا کردیم  و  وعده چهارتا ماچ آبدار هم بهش دادیم تا قهوه خانه اش را برای یک ساعت به ما بدهد  با چهار تا چای قند پهلو کنارش.

برندگان قند شکن طلایی

قندشکن طلایی برای بیشترین فرود (200 بار)در ظل آفتاب تابستانه، رخ غربی سنگ مریم به طول 25 متربه آقای عزیزالهی

آفتابه مسی تقدیم به بهرام پور علی بابا برای صعود رخ جنوبی سنگ مریم به طول نیم طول و چهار تا میانی با کلی نذر و نیاز که به سلامت صعود کند

کَلبَتَین طلایی به محمود بهروز به خاطر زاقارت بودن بی حد و اندازه اش

گوشت کوب طلایی و خیلی نمادین به فرشید داوودی برای بهترین گزارش

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه چهاردهم تیر 1393 و ساعت 12:24 |

 

آن عضو باشگاه اسپیلت، آن عاشق کت و شلوار پَرمیلت، آن صعود کننده به  اورست، آن رونده به لوتسه آن داننده ی هندسه، شیخنا پروانه کاظمی از جبال نوردان به نام بود.

گویند شبی به منزل آرامیده بود و فکرش مشغول، به ناگاه  شوی را بگفت: بروم قدمی بزنم وبیایم.  پس ساعتی بعد تماس بگرفت و گفت: راه را گم کرده ام! شوی گفت: تابلوی خیابانی بخوان تا بدانم کجایی تا هدایتت کنم، گفت: اینجا تابلوییست نبشته است قله ی دماوند 5670 متر. شوی بگفت: ایوالله... دماوند را فتح کردی؛ و این بشد باب الصعودهای شیخه و قله ها همی در نوردید به غایت.

نقلست روزی شوی را گفت: هوس اورست کرده ام. شوی گفت: چند تا  برایت می خرم کجا دارند! شیخه بگفتا: که ای شوی! اورست کوهیست عظیم در سرحدات خاج پرستان و دلار همی خواهد؛  پس کنون پول ساز کن تا اورست راست کنم. شوی گفت: یا خدا گاومان زایید!  ای خاتون ندارم، گفت پس مهریه ام عندالمطالبه است یا حبس یا ارز ... شوی فی الفور  بگفت: بفرما این ارز.

نقلست شیخه را دیدند از چهارپالان عزم توچال کرده، گفتند: ای شیخنا از چه رو چهار پالان؟ فرمود: پالان کج به منزل نمی رسد اما اگر چهارتا باشد حتما می رسد! چرا که یکیش بیفتد آن یکی را می گذاریم و  پس مریدان از این نکته دانی به غایت شعف حاصل آمدی و کرامات شیخه به تحسین آمدی.

گویند شیخه اورست و لوتسه در بنوردیدندی   به بازگشت گفتند: ای شیخنا کنون تبریک؛ اورست و لوتسه  توامان  فتح بنمودی. بفرمود: کی من؟!  مگر آن ور مسیر فرود نبودندی؟! گفتند لا، یا شیخنا آن لوتسه بود  پس بادی به غبغب بینداخت و بگفت: می دانستیم گفتیم شما را امتحان همی کنیم.

حکایت است  شبی زمستان فصلی بر فراز توچال اتراق همی کرده بود و چادر زده بود و سوز سرما تاب می آورد و دیگ بار گذاشته، آش همی هم می زد  مریدان گفتند یا شیخنا سبب چیست جای اورست، توچال هستی؟ گفت: توچال حج  فقراست پس همه اش از  بی پولیست! لیک آش نذر بکردیم و خرده آجیل مشگل گشایی تا گره بسته باز شود و پول صعود ساز شود. کنون کاسه بیاورید که آش نذریست پس مریدان از سرو کول هم  بالا برفتی و آش به غایت بخوردی در حد ترکیدنی.

 روزی با مریدان به جبال شد میان طوفان تا به قله همی شدند. مریدان را گفت که ای!... نام این قله چیست؟ گفتند: شیخنا، قراقروم...لیک  کنون طوفان دارد ما را با خود می برد رجعت به تسریع جایزباشد. گفت: گفتید قراقروم!... هوس قره قوروت کردیم! پس بنشست کوله بگشود و قره قروت لیس همی زد  و مریدان انگشت به دهان خائیدن گرفتندی!

نقلست عزم جبال بلاد کفر کرد پس اسپانسر همی طلب کرد و به نمایندگی لوازم جبال می شد  و برنامه را می گفت پس شرکت ها می خندید و می گفتند: چه جالب... بیشتر برامون تعریف کن.... اون بالا.... تو برفا... اوه اوه.... پس شیخه ناامید شد پس دست  سوی پتزل خاج پرست یازید و لوازم ابتیاع نمودی و دهان سمت شرکت های داخلی کج نمودی بگفتا: ای یه یه یه یه یه... و شکلک ها ساز کرد یاهو مسنجر گونه ای.

گویند روزی نزد رییس فدارسیون اسبق شد  و گفت مرا مجوز صعود دهید اورست جبالی را، پس رییس اسبق بگفتا: چگونه زن تنها در این بر بیابان مجوز دهیم که این از عقل سلیم!! دور است و با تقوای الهی ما ناسازگار! که  زن باید کنج آشپزخانه منزلت گزیند به امر مقدس خانه داری و رفت و روب و شوی داری بپردازد. پس شیخه را این همه تقوا به تحسین آمدی و مدیر سابق را با احسنت های! خود بنواختی  

نقلست شیخه عزم دائولاگیری کرد و به مریدان ز پی  وی روان... پس به کمپ سه شدند عظیم مِهی همه جا را در بر گرفته بود مریدان گفتند: ای شیخه کنون تدبیر چیست؟ فرمود: کو هنورد ایرانی به هر قیمت صعود می کند و مگر نشنیده اید که میرزا حامد خان کرامت الدوله از جبال نوردان به نام، قله ای هزار تومان فتح نمودی... پس در مه به راه افتادند ناگاه مسیر سرازیر شد پس شیخه بگفت: عجب این همه می گفتند صعود این قله سخت است این بودی؟ این که همه اش سرازیریه! مریدان گفتند: ای شیخه نکناد در مه گم شده ایم و سوی کمپ های پایین تر می شویم؟! گفت: خموش که پروانه مسیر اشتباه نرود، پس روان شوید. آمدند تارسیدند به پناهگاهی که شیخه بفرمود: تبریک دالائوگیر ی هم صعود شد!! و چه جالب در فراز آن پناهگاه هم ساختند! و از برای ساخت هم چقدر نبشی ریخته اند چند تایش را بیاورید عکسی بگیریم سرتیفیکت صعودش کنیم و باز گردیم! گفتند:  ای شیخنا گویی این بیس کمپ است که پناهگاه دارد ؟ گفت یعنی پروانه اشتباه می کند؟! مریدان گفتند خیر غلط کردیم

خدایش نگاهدارش باد

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 10:11 |

 

چند وقت پیش  مسابقه ی «دوی سرعت در کوهستان» طراحی شد و اخیرا در بخش مردان برگزار شد؛ ولی خانم ها شرکت نکردند و دلیل آن را  وجود  بندی در آیین نامه ذکر کردند  که باید اجازه ی ولی یا همسر برای بانوان باشد؛ و نسبت به آن اعتراض داشتند!! مسوولان وقت، از من خواستند که آقای داوودی؛ اگر می شود در خصوص این بند با این دست از خانم ها مناظره کنید، که هیچ کس به اندازه ی شما نمی تواند با دلیل و برهان با افراد مناظره کند، و من هم گفتم اشکالی ندارد، آقای داوودی برای روزهای بحرانی هست دیگر؛ پس  بگویید چند نفر از داناترین آن ها به عنوان نماینده ایشان بیایند تا د رمناظره با من شرکت کنند.

 در روز موعد نمایندگان این زنان آمدند و گفتند خب آقای داوودی؛ از همین الان بدانید و مطمئن باشید  این بار در مناظره با ما محکومید و یقین بدانید در مقابل دلایل و برهان های ما کم خواهید آورد. من لبخند معنی داری زدم و گفتم خوب است، پس توان خود را بیازمایید.  آن ها گفتند: آقای داوودی آیا گرفتن اجازه از ولی و یا همسر برای زنانی که سن قانونی دارند و عاقل و دانا هستند و مسقل اند درست است؟ و  آیا این  مصداق تبعیض نیست؟ من لبخند معنی داری زدم و گفتم:  متاسفانه شما  بانوان محترم به فلسفه وجودی این بند و شان نزول آن اشراف ندارید و قبل از اینکه من پاسخ شما را بدهم چند سوال از شما می پرسم و جواب من را بدهید و اگر قانع شدید که هیچ  و اگر قانع نشدید تا هر زمان دیگر من با شما مناظره خواهم کرد. اما مطمئن باشید پاسخ های صادقانه ی شما  به این سوالات؛ ابهامات را برطرف کرده و خود شما  پی خواهید برد که این امر از هر لحاظ به نفع آن شماست.

 فلذا این جانب به عنوان یک مرد که به تمامی طرفدار حقوق زنان است و یک فمنیست به معنای اصیل کلمه است  سوالات  خودم را می پرسم و حال اولین سوال:

1-آیا اگر شما برای انجام کاری از والدین و یا همسرخود  اجازه بگیرید؛ این احترام به پدرو مادری که عمری برای شما زحمت کشیدند و یا همسری که شما را دوست می دارد و نگرانست که صدمه ای به شما وارد نشود نیست؟

جملگی گفتند: و البته این به ادب نزدیک تر است آقای داوودی

و ادامه دادم خب

2-آیا گرفتن این اجازه و مخالفت پدر و مادر و یا همسر، شما رابه کانون گرم خانواده بازنمی گرداند تا  به امر مقدس خانه داری بپردازید؟

گفتند البته اینطور خواهد بود

3-آیا زنان ما به جای دویدن توی کوه و بیابان و یا بالا رفتن از سنگ ها که هیچ فایده ی مادی و معنوی ندارد اگر به یادگیری گلدوزی و خیاطی و سایر هنرهای مشابه بپردازند و  کار آفرین بشوند مطلوب تر نیست؟

گفتند: خب البته آموختن خانه داری و خیاطی بهتر است

4-آیا زنان ما به جای اینکه  بخواهند در محافل ورزشی باشند اگر به امر بچه داری و تربیت فرزندان رشید و پاکدامن مبادرت ورزند و در آینده قهرمانان مردی چون ما را پرورش دهند مطلوب تر نیست؟

گفتند: به راستی که این طور مطلوب تر است

5- آیا  یاد گرفتن آشپزی  باعث نمی شود ما  مردان؛  فست فود کمتر خورده؛ و از این طریق به سلامت همسران و خانواده  خود  و در نهایت جامعه کمک بیشتری کردید؟

گفتند: البته این به سلامت نزدیک تر است

6- آیا رفت و روب خانه  و شستشو ظرف ها،لباس ها و غیره کمک به بهداشت جامعه نبوده و به نوبه خود یک ورزش مفرح نیست؟ شما ازطرق شستن ظرف ها حتی می توانید در حین ظرف شستن خوشگظرفونی هم بکنید.

گفتند: چه حالب ما به این فکر نکرده بودیم البته که خیلی هم مفرح است

7- همانطور که در جنگ ما به نیروهای پشتیبانی احتیاج داریم، در خانه و زندگی هم ما مردها به به نیروی پشیتبانی نیازمندیم و همانا چه کسی بهتر از زنان ما که لباس های ما را بشویند و خورد و خوراک ما را فراهم کنند تا ما بتوانیم در عرصه ی ورزش روز به روز فعال ترو موفق تر باشیم

گفتند: بلی آقای داوودی پشتیبانی از همسران خیلی بهتر است

8- خودتان قضاوت کنید؛ نشستن در خانه ی گرم و نرم و در همان حال سالاد درست کردن و تماشا کردن این نوع مسابقات از تلویزیون لذت بخش تر است  و یا  رفتن  ورزش کردن بدون اجازه؟

گفتند: خب البته تماشا کردن مسابقات از تلویریون باعث می شود ما به امر مقدس خانه داری هم برسیم

گفتم: خب شما اکنون پاسخ خود را دادید

 گفتند: چه جالب آقای داوودی  به راستی که باز هم حق با شماست و ما یک بار دیگر در مقابل استدلال های قوی و محکم شما کم آوردیم ؛ خدا شما را برای کوه نوردی ایران حفظ کند

و من گفتم آقای داوودی همیشه برای خدمت آماده است و پس از آن به هر کدام یک جلد کتاب «هنر خانه داری» تالیف خودم هدیه دادم

مسوولان مربوطه که مرا دعوت کرده بودند گفتند: چه جالب شما با چند پرسش ساده اینان را محکوم کردید؛ خدا را شکر که ما چون شمایی در کوه نوردی داریم و از مشکل بزرگی رهانیدید، امیدواریم امثال شما در کوه نوردی کشور زیاد شود

بلی به امید آن روز

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه سی و یکم خرداد 1393 و ساعت 1:30 |
 

خبر: رییس فدراسیون-خانه کوه‌نوردی و ۳۰ دیواره سنگ‌نوردی در کشور ساخته می‌شود.

ما: و البته مای بی ادب و بی نزاکت پیشنهاد می کنیم، در واقع خواهش می کنیم، اصلا غلط زیادی می کنیم  داریم می گیم که، علی الحساب مشکل سالن سنگ سراج رو حل کنید که ظاهرا به خاطر یک تغییر مدیریتی کاملا ساده ها! تعطیل! و  ملت آلا خون والاخون شدند باقیش باشه انشالله تو همین صد سال اول! ما هیچ عجله ای نداریم.

خبر: علی برات زاده- من برای مسابقات ماشینم را فروختم!

مقام مسوول: ای بابا چرا یه ندا  ندادی؟ چند وقته دنبال یه ماشین سالمم ها ، حالا مدلش چی بوده مظنه می دادی؟! در به در دنبال یه ماشین واسه پسرم بودم ها ، تو هم که فقط باهاش می رفتی سالنو بر می گشتی گمونم هیچ فرقی با ماشین یه خانم دکتر نداشت فنیش سالم بود؟ چپی که نبود؟ گفتی مدلش آخر چند بود؟!  مدیونی دفعه بعد خواستی ماشینت رو بفروشی یه ندا به ما ندی.

شنیدم آقا رضا همین رییس فدارسیون هم دنبال یه ماشین که ندویده باشه می گرده فدات شمارمو که داری بابام اینا و مسولین اینا نمایشگاه ماشین زدند.

ما: خدا روشکر جامعه کوه نوردی و مسوولان عزیز با افتتاح یه نمایشگاه خرید و فروش ماشین مشکل سنگنوردان و کوه نوردان اعزامی رو هم حل کردند دیگه واسه فروش یه ماشین یا خونه ناقابل اینقدر این ور و اون ور نمی رند.

خبر: کوه نامه- فرناز اسماعیل زاده: اینجا هیچ کس زیر بار مسوولیتش نمی رود.

ما: دوستانِ مسوول عزیز! لطفا شما خودتان بگید اگر  گفته های این خانم  تشویش اذهان عمومی به قصد براندازی فدراسیون نیست و مصداق بارز فتنه نبوده و تبلیغ علیه فدراسیون و اعلام  جنگ مسلحانه نیست پس چیست؟ شما چه نشسته اید که ایشان همسو با بلندگوهای بیگانه و ایادی استکبار این حرف ها را دارد می گوید. به نظر این حقیر ایشان را به جرم افساد فی الارض و محاربه با فدراسیون و مسولان ذیربط  به دویست بار التماس به مستخدم سالن برای ورود به سالن سنگنوردی محکوم و سپس اعدامش کنید.

فقط موقع دستگیری حواستان باشه طرف تو رشته ی سنگ نوردی اونم تو سرعت اول آسیاست!! و مثل گربه از این دیوار میوار ها می ره بالا به جوری برید که محاصره اش کنید. نشد با تیر بزندیش

خبر: سایت فدراسیون- جشنواره حفاظت از شقایق‌های پلور برگزار شد:

ما: با خوندن این خبر بود که یهو یاد این آهنگ داریوش افتادم  و تو پارکینگ خونه شروع کردم به خوندن:

شقایق اینجا من خیلی غریبم!!!

آخه اینجا کسی عاشق نمیشه

که یک دفعه یه مشت محکم اومد پا چشمم طرف گفت:  مرتیکه مگه خودت خواهر مادر نداری؟ آقا ما در رفتیما بعدش فهمیدیم اسم زن همسایه طبقه بالاییمون  شقایق بوده

یکی نیست بگه الان وقت حفاظت از شقایق های پلوره!

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 و ساعت 13:35 |

نه اینکه خدا ناکرده هفت قر آن در میان ! نویسنده ی این وبلاگ نان به نرخ روز خور باشد ها اصلا و ابدا، بلکم همیشه مقتضیات زمان را می سنجد و حرکت هایش اقتضایی و سیاسی است و دیدگاه هایش به روز است ولاغیر! و این ها اصلا ربطی به ملوّن بودن و هر روز به یک رنگ بودنش ندارد . در واقع بنا به مصالح و اقتضاعات جامعه پویا!، افکار و اندیشه هایش دچار قبض و بسط می شود. اسمش را هم با تاسی از آزادی های یواشکی  گذاشتیم دیدگاه های یهوهکی! فلذا قصد کردیم در تیم زاقارت ها هم شورای تشخیص مصلحت کوه نوردی دایر بکنیم.

برای همین است که در خصوص عباس ثابتیان ما دو دیدگاه پیدا کردیم که اولیش را از همین الان تکذیب می کنیم

اول، قبل از انتخاب عباس ثابتیان  اعلام کردیم انتخاب عباس ثابتیان به مصلحت نیست  و او اصلا سواد این کار را ندارد!

خب آن زمان صلاح این بود هر چند گفته فوق را تکذیب کردیم

اما در حال حاضر و با انتخاب ایشان ما کمی جهت دیش و ال ان بی مان را سمت شرق و غرب می کنیم که البته مصلحت هم هست و سیگنال های جدید ارسال می کنیم و امید داریم دشمنان روش پارازیت نفرستند و برسد به دست عباس جانمان.

برای این انتخاب که بسیار هم به جا و شایسته بوده و به مصلحت کوه نوردی کشور است تبریکی آماده کرده ایم که ارسال می کنیم و دیدگاه قبلی هم حالا یه چیزی بود گذشت و رفت و اصلا ما نگفتیم که

جناب آقای دکتر! و  مهندس برادر حاج عباس ثابتیان دامت توفیقاته و کربلایی و رزمنده  عزیز

(توجه فرمودید؟ گمانم هیچ لقب در خوری را جا نینداختیم)

حال که بنابر شایستگی های ذاتی و حسب دمکراسی ترین انتخابات انجمن در سده ی اخیر و تحت توجهات حضرت عباس محمدی و هیات مدیره جدید به ریاست انجمن کوه نوردان رسیدید و سلسله عباسیون  را  مجددا به قدرت رساندید  مشخص شد وجدان های آگاه و بیدار چگونه با درایت و دور اندیشی، فردی انقلابی که  اتفاقا  از سابقون و خلفای عباسی بوده و به یقین معجزه هزار سوم انجمن کوه نوردان است را انتخاب و بر مسند انجمن نشانده اند.

فلذا مراتب جهت تبریک به شما از صمیم قلب اعلام می شود و هیچ ربطی هم به پودرهای سنگنوردی که به ما مفت و مجانی می دهید ندارد بلکه  این یک باور درونیست!

 امید است با استعانت از باریتعالی در انجام خدمت که جز محنت  هیچ ثمر دیگری برای شما ندارد و فقط خستگی اش به تنت می ماند که الهی من بمیرم و این حقیر به صورت 24 ساعته آماده ماساژ کت و کول شما بوده و هیچ چشمداتی حتی به پست آبدارخانه و یا متصدی شرم الشیخ انجمن هم نداشته و ندارم و نخواهم داشت و فقط چنانچه مقدور بود این هزینه ورودی سالن مارا هم تقبل بفرمایید چرا که نیک می دانید یک سر دارم و پنج شش تایی هم عائله به حول و قوه ی الهی

و من الله التوفیق و علیه التکلان

مراتب حسب ارادت کامل خدمتتان اعلام شد

فرشید داوودی مخلص دربست شما

+ نوشته شده توسط فرشید در جمعه نهم خرداد 1393 و ساعت 19:34 |

 

نشد یک اتفاق میمونی! در کوه نوردی بیفتد و این زاقارت ها درست مثل چینی ها تقلبی اش را نزنند. اصلا اهل تقلب کردن هستند لاکردارها! این از آن سند راهبردی فدراسیون که زاقارت ها هم تصمیم گرفتند یکی بنویسند و این ازمجمع و  انتخابات اخیر انجمن کوه نوردان که موجب گردید سران زاقارت ها هم  نصفه شبی اهالی تیم  را زا به راه کرده و هر کس هر جا بود توجه بفرمایید هر جا بود! حتی در کابین همسرانشان کشاندند پای کار و  انتخابات برگزار کردند. اما عده ای شبهه وارد کردند که اولا انتخابات نصفه شبی آن هم اون لا لوها و یواشکی اصلا سندیت نداره و دوما تعداد اعضای تیم زاقارت ها از انگشتان دو دست بیشتر نمی شود چطور این همه رای آوردید؟! که ما به هر دو شبهه پاسخ می دیم بسکی دمکراسی مندیم!

 اولا انتخابات و دمکراسی روز و شب نداره و ما خوب می دانیم خیلی ها نصف شب ها بیشترین و بهترین انتخاب های خود را انجام دادند و از قضا هم موفق بودند!  دوما برای این انتخابات میمون  بروبچ  کلی  از بقال و چقال وکالت آورده بودند و به طرز عجیبی تعداد آرای ما هم مثل انجمن شد! یعنی  فرشید زاقارت  و عبدالله زاقارت و بهرام زاقارت و کیاش زاقارتچه! همه شان 163 رای آوردند.

لذا  بدبنوسیله متن بیانیه تشکر برادر فرشید به امت کوه نورد پرور صادر می شود.

بیانیه!

دشت هایی چه فراخ، کوه هایی چه بلند

در تیم زاقارت ها چه بوی علفی می آمد! گاهی هم کاه و یونجه

امت همیشه در صحنه ی کوه نورد در روز و پشت صحنه در شب

رضا مارمولک در فیلم مارمولک می گفت:

 بی نهایت راه برای رسیدن به خدا وجود دارد و ما هم امروز  با تمسک به همین شعار اعلام می کنیم برای انتخاب شدن و رییس شدن در زاقارت ها بی نهایت راه و جود دارد که ما فقط یکی اش را انتخاب کردیم که اتفاقا هم خوب جواب داد. انتخاباتی با شکوه و کاملا مردمی! برگزار شد آن هم   نیمه شب که ملت خدای ناکرده از خواب ناز بیدار نشوند فکر کنند حالا چه خبر است (شما خواب بودید متوجه نشدید! بد کردیم  نخواستیم از خواب ناز بیدارتان کنیم این عوض تشکر کردنتان است؟!! حالا هم آسوده بخوابید که ما بیداریم) و می دانیم قلب زاقارت بزرگ  از این انتخاب راضیست چرا که ما نیت خیر داشتیم و اصل نیت است. حال وقتی هر وسیله ای در راستای نیت خیر ما قرار گیرد مقدس می شود و هر وقت ما به اهدافمان رسیدیم اگر لازم باشد  نامقدس می شود!

رجا واثق داریم با حمایت شما کوه نوردان عزیز بتوانیم مجددا تحولات شگرفی در زاقارت ها ایجاد کنیم و سفرهای خوب خوب خارج کشور برویم و به کشورهای خوب برویم،  برای شما تلاش کنیم و نایب الزیاره باشیم و مدام دعایتان کنیم چرا که ما باید دنیا را ببینیم و مطالعات تطبیقی انجام دهیم تا بتوانیم به شما بیشتر خدمت کنیم.

توفیق زاقارت ها را خواستاریم

پ.ن: در خصوص انتخابات اخیر انجمن کوه نوردان دیدگاهی در کوه نامه انتشار دادم

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 و ساعت 19:22 |

 

1-یقینا اگر ما هم خواهری، مادری، آبجی ای، همسری، همکاری  چیزی داشتیم در فدراسیون کوهنوردی و از قضا سمتی هم در فدراسیون  مذکور داشت! الان به جای اینکه این عزیزالهی زاقارت بیاید با بچه ی ما مصاحبه سنگنوردی کند تلویزیون می آمد و تو یک برنامه ورزشی به درد بخور! باهاش مصاحبه می کرد و لیکن اقبالمان بسوزد خر ما از کره گی دم نداشت این را کنار وبلاگمان هم نوشتیم! ای که خاک بر سر خرمان کند گِل ما را از چاله ی این زاقارت ها برداشته اند دیگر 

لیاقت می خواد که ما نداریم برای همین هم از قدیم گفته اند:

زاقارت با زاقارت، باز با باز

کند همجنس با همجنس مصاحبه!

2-اخیرا انتخابات انجمن کوه نوردان برگزار شد و خلفای عباسی (عباس محمدی و عباس ثابتیان) بیشترین  آرا را  کسب و یحتمل یکیشان بر اریکه ریاست چنگ خواهد انداخت( بی خود نبود سایت انجمن مدتی فعال شده بود و دوستان تند تند مطلب توش می گذاشتند!) در واقع این انتخابات که نماد کاملی از نهادینه شدن دمکراسی در انجمن است! کمک شایانی کرد که سلسله ی عباسیون! در انجمن منقرض نشود فلذا امیدواریم این انجمن با این خلفای عباسی یک گشایش مسیرنویی، چیزی در انجمن بکنند که چند وقتی هست هیجان از محیط کوهنوردی رخت بر بسته است.

در همین خصوص روایت داریم که:

"و ما خلفای عباسی را فرستادیم تا بر انجمن شما حکومت کنند و گشایش ها کنند و مسیرها باز کنند همانا برشماست که از ایشان اطاعت محض کنید و بقیه خلفا را هم فرستادیم تا فعلا یپش خدای خود روزی بخورند همان که شما زمینیان می گویید غاز بچرانند! و اگر شما را برای ریاست بر کوه نوردان انتخاب نکردیم بدانید لیاقت می خواهد که شما ندارید!"

3-با تبریک نگفتن روز مردی که در تقویم رسمی  هم نیست توسط رییس فدراسیون  به کوه نوردان غیور مرد! یک سور توسط خانم هایی که پیام مسرت بخش به مناست روز زن  از دست مبارک نایب رییس گرانقدرشان دریافت کرده بودند به ما مردها زده شد و نتیجه گرفتیم گرفتن پیام تبریک از سران فدراسیون لیاقت می خواد که ما مردها نداریم.

4- بنده به عنوان یکی از سران تیم فرهنگی! ورزشی زاقارت ها امر کردم (زاقارت چه کم دارد از فدراسیون کوه نوردی)  سند راهبردی تیم کوه نوردی و سنگنوردی زاقارت ها را یکی از زاقارت ها بنویسد توش هم آفتاب لگنش را زیاد کند بدهیم بیرون و به زودی هم بهش خواهیم پرداخت.

زاقارت بودن لیاقت می خواد که شما ندارید!

5-هفته گذشته هم که از برکت وجود ما بی بهره بودید لیاقتش را نداشتید و ما هم در دریاچه گهر بودیم و اینم عکس زیبایی از دریاچه گهر!!!!

 

چی... فقط عکس دو تا آدمه و دریاچه دیده نمیشه؟!!!

خب آخه من دیدم بعضی وبلاگنویسان و فیس بوکی ها عکس خودشان را می گذارند و بعد زیرش می نویسند اینم طبیعت زیبای فلان جا!!!

 تصویری از حرکات به دور از شئون اسلامی توسط عده ای معلوم الحال! که خدارو شکر ما جزوشون نبودیم!

*متاسفانه بر اثر یک اشتباه بد(مسخره!!) تمامی عکس هایی که با کلی وسواس تهیه کرده بودم از بین رفت..

 گفتم که لیاقت نداریم!

 و تشکر بسیار از حامد بختیاری عزیز برای تمام زحماتی که کشید

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 و ساعت 9:47 |


در راستای اینکه این روزها همایش ها و راهپیمایی هایی توسط عده ای برگزار می شود و به همایش و راهپیمایی دلواپس ها در ادبیات سیاسی شهره شده است فلذا در چپنای آن ما هم تصمیم گرفتیم یک  همایشی،  تجمعی، چیزی  در خصوص کوه نوردی با عنوان "همایش دلواپس های کوه نوردی" برگزار کنیم باشد که رستگار شویم! هر کی هم نیاد نامرده!  و در همین راستاتر موارد مورد دلواپسیمان را به شرح زیر ارائه می دهیم:

-ما دلواپسیم! چرا که بیشتر احکام پست های مدیریتی فدراسیون زده شده دیگه  هیچ پستی برای ما باقی نمانده در همین راستا تقاضا داریم فدراسیون نسبت به ایجاد یک سری پست برا ی ما دلواپسان کوه نوردی! اقدام کند مثل برخی پست ها و احکامی که بعضا صادر شده!  به عنوان نمونه عناوین زیر پیشنهاد می گردد:

 رییس فراکسیون کوه نوردان با پوشاک ایرانی

 مسوول انجمن کوه نوردان خواهان صعود های برون مرزی

 رییس فراکسیون اکثریت کوه نوردان بی پول و بدبخت بیچاره و غیره

-ما دلواپسیم! اگر عظیم آخرین قله بالا هشت هزار متر  را صعود کرد و شد اولین ایرانی  و بعد ما خواستیم صعود کنیم عنوان اولینمان چه می شود ؟!چرا که عظیم اولین ایرانی که هست! از قضا مسلمان هم که هست!  دیگرهر چی عنوان بخواهیم بسازیم در دل عنوان عظیم نهفته است!  مثلا چطور می توانیم  بگوییم اولین مرد مسلمان صعود کننده به بالای چهارده قله بالا هشت هزار؟! خب این مال عظیم است.

در همین راستا ما درخواست می کنیم لطفا عنوان "اولین ایرانی مسلمان فارس بچه ی علی آباد کتول صعود کننده  به چهارده قله بالای هشت هزار" را به نام ما سند بزنید تا به حول قوه ی الهی صعود کردیم تقدیممان کنید در غیر اینصورت  دلواپسیم!

-ما دلواپسیم! با این بودجه های هنگفتی  که فدراسیون در سنگنوردی و کوه نوردی دارد خرج می کند! حجم نقدینگی در این ورزش افزایش پیدا کند و کوه نوردی و سنگنوردی به ورزشی رفاهی تفریحی تبدیل شود و هر آدم بی پولی بیاید لسپورتیوا بپوشد علم کوه را برود بالا و به زودی هم شاهد خواهیم بود که  سنگنوردان برای صعود دیواره از بالابر و کوه نوردان از تله کابین و هلی کوپتر استفاده کنند.

-ما دلواپسیم با این مجانی کردن!! سالن های سنگنوردی و همینجور مفتی مفتی رفتن و هر قدر دلتان خواست سنگنوردی کردن موجب کسادی کار ورزشگاه های خصوصی در تمامی رشته ها شده و دیگر بخش خصوصی در  ورزش سرمایه گذاری نکند و عموی ما و دوستمان بیکار شود.

-ما دلواپسیم نکند یک وقت چهار سال دیگر نیایید برای رییس شدن ما در فدراسیون رای بدهید !!

-ما دلواپسیم از اینکه در بند یخچال و بعضی جاهای دیگر برخی خانم ها می آیند و چنان آرا ویرا می کنند که انگار عروسی آمدند و برای یک سنگنوردی تاپ هایی می پوشند که عمه ما در میهمانی های زنانه هم بعضا رویش نمی شود بپوشد و شما خدای ناکرده بخواهید تذکری بدهید و گشت ارشادی چیزی راه بیندازید  و  ما را از دیدن فشن های زنده و لذت بخش محروم کنید آقا دلواپسیم به خدا این آزادی را  هم از امت همیشه در صحنه نگیرید.

-آقا ما دلواپسیم! چرا که فردا داریم می ریم گهر و می ترسیم  وقتی برگشتیم نه در تیم زاقارت ها، نه در هیات تحریه ی طنز کوه، و نه در جمع نویسندگان کوه نامه هیچ جایگاهی نداشته باشیم و کسی دیگری را جای ما گذاشته باشند!  لطفا یکی مواظب مناصب ما باشد تا برگردیم نیاییم ببینیم جا تره و بچه نیست ها!

شادیتان آرزوست

تا شنبه عزت زیاد

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 و ساعت 10:24 |


واضح و مبرهن و آشکار و فاحش و  مثل روز روشن می باشد که فدراسیون کوه نوردی از مشکلات مالی زیادی رنج می برد( آقا کف دست مو نداره بیا بکن)  این شد که ما چند بار تصمیم گرفتیم  براشان گل ریزان کنیم گفتند نکنید غرورشان اجازه نمی دهد از کوه نورد جماعت پول بگیرند! راست می گند  ما جنبه نداریم فردا پاش بیوفته آبرو و حیثیت براشان نمی ذاریم. گفتیم خب بیاییم به این سنگنوردان و کوه نوردان که می رند به خارج کشور برا همین جنگلوک بازی هایشان!  بگیم که بابا جان  شما که این همه برای اعزام به خارج کشور از جیب خودتان خرج می کنید! خیال کنید یک میلیون بیشتر خرج برداشته بیایید این را بدهید به فدراسیون! می گند نه بابا قبول نمی کنند صدقه بگیر که نیستند! دیدیم حق  دارند. می دانیم فدراسیون ما عزت نفسش بیشتر از این هاست.

 برای همین به ذهنمان رسید کار آفرینی براشان کنیم و چند پیشنهاد نون و آبدار بهشان بدهیم بروند از نظر بودجه مستقل بشوند. کار به جایی برسد که  خارجی ها را هم بودجه بدهند!  در همین راستا چند راه کار برای کسب در آمد پیشنهاد می کنیم:

1-رییس فدراسیون و سایر معاونان محترمشان چند عکس پورتره با فیگور های مختلف از خودشان بگیرند و یک گالری بزنند و عکسهاشان را به صورت مزایده  به مشتاقان خود بفروشند  یا عکس ها را از طریق شبکه های ماهواره ای تبلیغات کنند  و بعد بگند: این یک فروش تلویزیونیست اگر همین الان تماس بگیرید یک جلد کتاب ماکالو هیولای سیاه هم  به صورت کاملا رایگان درب منزلتان ارسال می شود

2-خوردن دیزی دو نفره با رییس فدراسیون صد هزارتومن، با سایر مسوولان پنجاه هزارتومن، با آبدارچی فدراسیون ده هزارتومن

3-گرفتن عکس یادگاری با رییس بیست هزار تومن و سایرین ده هزارتومن و  اگر پشت عکس امضا شود سی هزار تومن

4-نشستن پشت میز ریاست فدراسیون و گرفتن  عکس پنجاه هزارتومن

5-اجاره میز ریاست فدراسیون ساعتی صد هزارتومن و چنانچه بخشنامه ای هم امضا کنید دویست هزارتومن

6- برای بند یخچال ورودیه بگذارید  مثلا هر نفر ده هزارتومن  و صعود هر سنگ هم به قرار زیر

سنگ نوردی روی آلبرت پنج هزارتومن

شکاف بیست هزارتومن! چون لاخ داره

آیینه ده هزار تومن چون کاربرد آرایشی هم داره

سنگ مریم صد هزارتومن هر چه نکنی مریمه

آپولو چون فضا نوردی هم داره دویست هزارتومن

 دم غروب وقتی سنگنوردا بر می گردند یک میز و چرتکه بگذارید سر راه و اینطور حساب کنید:

خب چی داشتی؟ سه تا صعود مریم داشتی! دو تا آلبرت! یه شکاف نوردی داشتی با دو تا لاخ، یه گشایش مسیر نو و یه پاندولی  سرجمع  با حق سرویس میشه هفتاد و پنج هزار و سیصد و بیست پنج تومن سه زار دهشاهی کم

7-با توجه به اینکه شعاعی دیگه قدرت نداره برا ی همین بررسی کنید ببینید هر کی عکسی باهاش انداخته بگید بیاره با عکس رضا زارعی تعویض کنه عوارض نوسازی هم بگیرید در غیر اینصورت باید چند برابر خسارت بدید

8- کسانی هم که با  فرشید و امثالهم عکس گرفتند به عنوان کفاره مبلغی هم از ایشان بگیرید

باور بفرمایید من این همه راهکار کسب درآمد به عمه مکرمه نداده بودم که به شما پیشنهاد دادم

اجرا کنید جیک ثانیه کسری بودجه تان مرتفع می شود

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه بیستم اردیبهشت 1393 و ساعت 21:21 |