اینجانب، از جمیع امت وبلاگ ­پرور به جهت  چند وقت نبودن­ مان عذر خواهی می کنم. اما عذرمان کاملا شرعی است! البته نه اینکه بی نماز بوده باشیم! شرعی از یک جهت دیگر! والله  از شما چه پنهان، برنامه صعود زمستانه به «کی 2» را داشتیم! اینکه هم نگفته بودیم خواستیم خدای ناکرده ریا نشود و از آنجایی هم که می خواستیم کم خرج بشود؛ کنار شومینه خانه ­مان شد بیس کمپ­ مان و پشت ­بام خانه ­مان کمپ یک. عی... روزی یک بار از بیس کمپ (کنار شومینه) می رفتیم رو پشت­ بام! یک خرده توچال با برف­ هایش را نگاه می کردیم و بر می گشتیم سر جای­مان، یک صعود زمستانه «کی 2» خوب و ایمن و بی خطر! و سنت شکنی هم  کردیم و راه را باز کردیم برای سایر صعودهای زمستانه هموطنان­ مان و الانم به سلامتی به داخل اتاق خواب برگشتیم و داریم این پست را می نویسیم.

 خیلی فاز داد.

دوم: ما هم تصمیم گرفتیم بسان عزیزالهی دنیای مجازی با واقعی را تفکیک کنیم و اگر کسی در دنیای مجازی بهمان گفت: بی شرف! بگوییم: خودتی!! و اگر بیرون دیدیمش بگوییم: جد و آبادته!!! چون می خواهیم  به خودش کار نداشته باشیم! و اگر جنس مخالف بود که روبوسی می کنیم از دل هم در می آوریم و اگر موافق بود با پاره آجر ازش پذیرایی خواهیم کرد. مال ما با مال آقای عزیزالهی یک کمی فرق دارد.

سوم: اما در خصوص پست پایانی سال که حالا رسم شده است دیگر، هر چند مدتی است ما دچار فراخناکی مضاعف! در امر وبلاگ ­نویسی شدیم  اما دعا بفرمایید وبلاگ ­نویسی از این رخوت زاید الوصف خارج شود تا ما هم سوژه داشته باشیم بنویسیم. و البته مزدوری هم می کنیم؛ چون کوه ­نامه خرج دارد؛ فلذا حاضریم پول بگیریم له و یا علیه هر کس به جز «رضا زارعی» بنویسیم که فعلا رییس است و کار ما هم بعضا بهش گیر!

سال خوبی داشته باشید.عرق فروشی!(وبلاگ) طنز کوه در ایام عید باز است.

 

+ نوشته شده توسط فرشید در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 10:18 |
 

خبر اول: فدراسیون کوه نوردی به معاونت ورزش های همگانی واگذار می شود.

این مطلب را که مادر بزرگ ما خواند همینجور سرش که تو روزنامه بود خودش با خودش شروع به اختلاط کرد.

راسیتش ما که اصلا نفهمیدیم چی بود و چی شد ننه!  فقط مادر، یکی برا ما بگه  نونی هم توش در می آد برای این کوه نورده ننه مرده یا نه؟! آهان غلط نکنم  یعنی اینطوری سطح سازمانی اش تغییر می کنه؟ حالا نمی دونم میاد پایین یا میره بالا، ولی گمونم بیاد پایین. خب آخه ننه همگانی، میشه مثل تاکسی و اتوبوس هر کی می تونه سوارش بشه.  خب ننه دیگه حکما وقتی قهرمانی نباشه توش پول و مول هم نی که! این همه فدراسیون میره تو این همگانیه که ننه می ترکه! جخ ننه یه مشت فدراسیون گشنه  می ریزن رو سر و کول هم هر کی هر چی گیرش اومد  بر می داره و می ره. این دوزار دهشاهی هم که قبلا بود می پره،  خب ننه ما هم که بی دست و پاییم این چند غاز هم که تا قبلا گیرمون می اومد گیرمون نمیادش ها. پس این رضای ذلیل مرده داره چیکار می کنه تو فدراسیون؟! ننه اقدس این موبایلش چند بود؟ من یه زنگی بزنم بشورمش و بذارمش کنار

اصلا ننه اقدس پاشو این رشته ی ورزشی سنگنوردیتو عوض کن خاک تو سر،  تو که هیچوقت قهرمان هم نشدی . تو فوتبال  توپ جمع کنم  بشی بیشتر گیرت میادها

می گم ننه با این کاهش سطح اداری اگه همینجور پیش بره...  یکاره ور ندارن فردا مارو زیر شاخه آبدارخونه اداره کل پیاده وری خونوادگی  معاونت ورزش همگانی بکنندها از اینا بعید نیس!

پاشم پاشم یه زنگ بزنم به این رضا بگم پس چرا صدات در نمیاد؟! مار به اون زبونت بزنه ننه فقط برا ما زبون داری! می خوای ما هم دنبالت بیاییم تو ورزات ورزش تجسم می گن تخصص می گن تحصن می گن از اینکارا بکنیم؟

خبر دوم: انجمن کوه نوردی موزه کوه نوردی دایر کرد.

آقا جسارتا فقط اشیا را قبول می کنید برا موزه؟ اگر فدراسیون هم  قبول می کنید فدراسیون ما کم کم داره عتقیه میشه اینم بدیم بزارید تو موزه! اگرم  آدم هم قبول می کنید ما تو کوه نوردی  یک عالمه عتیقه داریم که راست کار همان موزه تان هست  علی الحساب برا اشانتیون هم که شده بیایید این عزیرالهی بردارید ببرید موزه! قیمتیه ها  ولی ما مجانی می دیم.

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 14:42 |

 

«فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی»جذابیت ها و اخبارکوه پیمایی، کوه نوردی،صعودهای ورزشی و عضویت با ارسال 53، هر پیام 50 تومان

راسیتش این پیامک که آمد روی گوشی، گفتیم ای دل غافل این شرکت های تبلیغاتی که پیام مهر و محبت و آموزش زناشویی این چیزها را برایت با دریافت پول پیامک می کنند حالا سراغ فدراسیون کوه نوردی رفته اند و می خواهند با برند ما کاسبی کنند! آمدیم زنگ بزنیم بگوییم آهای فدراسیونی ها  چه نشسته اید که دارند با نامتان پول پارو می کنند که یکهو خبر رسما در سایت فدراسیون تایید شد. دیدیم نه بابا کار، کار خودی هاست ربطی به ایادی استکبار ندارد و فدراسیون خودش این سامانه را راه اندازی کرده است. علی ایحال برای اینکه ما هم از قافله عقب نیوفتیم اقدام به راه اندزای سامانه پیامکی طنز کوه کردیم.

بر همین اساس وبلاگ طنز کوه با راه اندازی این سامانه آخرین اخبار و طنز و اراجیف خود را با تخفیف ویژه ارائه می دهد. از دیگر مزیت های این سامانه قیمت های متغیر و حراج باور نکردنی فصلی آن خواهد بود. بدینوسیله قیمت پیامک های فرهنگی، ورزشی، هنری ما به شرح زیر اعلام می گردد.

-ارسال آخرین ترجمه های انحصاری عزیز حبیبی 20 تومن

-یک چایی برایتان بیاوریم  35 تومان

-دلتان هوس فحش کرده است؟ 15 تومن

-پیام های عاشقانه عمه مکرمه ما 50 تومان

-ارسال آب هویج بستنی 30  تومان

-دیدار با عزیزالهی مفتی

-اطلاع از سلامتی عزیز حبیبی 20 تومان

-جویای حال مادر بزرگ ما شدن 10 تومان

-ارسال فتواهای شیخ فرشید 10تومان

-دو به هم زنی وبلاگی 50 تومان

-ارسال آخرین ورژن فحش های ناب بدون رد پا گذاشتن 30 تومان

-چگونه از طرف و یا با نام دیگران یا مستعار کامنت بنویسید 50 تومان

-اطلاعات بیشتر در خصوص مافیا 10تومان

-آوای انتظار ترانه ننه کوه نیوز یادش بخیر 20 تومان

-همسرتان  می خواهد طلاق بگیرد یا دوست دختران می خواهد کات کند؟ از نارسایی بعضی چیزها رنج می برید؟ آیا دنبال چند کاره می گردید یکاره خوبش گیر نمی آید؟ مطمئن باشید این پیامک ها بی ناموسیند اصلا به ما هم نگید خوبیت نداره اینجا خونواده نشسته

با سامانه پیامکی طنز کوه هر لحظه،هر وقت و هر کجا کنارتان هستیم. شماره حساب هم می دهیم، خوردیم به پیسی بخدا مریض هم هستیم پول دارو هم نداریم.

+ نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 0:4 |
 

درست است که سازمان های عریض و طویل در کشور فقط یک روابط عمومی و یک رییس  دارند و زن و مرد هم ندارد.  ولی این دلیل نمی شود که فدراسیون کوه نوردی ما هم که روز به روز گستره نفوذ آن از شرق به غرب دارد کشیده می شود همنیجوری بیخودکی هم نه ها ! بلکه با درایت و دور اندیشی، فقط یک نفر مسئول روابط عمومی داشته باشد.!! اصلن بحث تفکیک جنسیتی و شعائر اخلاقی  چه می شود؟ احقاق حقوق بانوان و توسعه فمنیست چه می شود؟ و اصلن تر کاهش نرخ بی کاری چگونه تحصیل شود؟

به هر حال باید این همه نیروهای فعال کوه نوردی یک جوری سر کار بروند دیگر! نه اینکه فکر کنید ما حسودیم ها، خیر؛ بلکه خیلی هم خوشحالیم که مافیای ما روز به روز دارد گسترده تر می شود و فرشته احمدیان فر که از قضا از دوستان هم هست به فدراسیون کوه نوردی به عنوان جاسوس دو جانبه نفوذ  و گاد فادر را فربه تر کرده است. برای همین ما هم تصمیم گرفتیم حکم انتصاب فرشته را تنفیذ و احکام جداگانه ای برای باقی باند مافیا بزنیم.

سرکار خانم احمدیان فر

نظر به تجربیات فراوان شما در امر روابط عمومی با درو همسایه! و حضور فعال و چشمگیر شما در کوه نوردی از جمله صعود 23 سال  پیشتان به پلوار! و بعد از آن یک  چندین باری هم صعود یک روزه اردوگاه  کلکچال و ایستگاه پنج که توش گیر افتادید و آتش نشانی به دادتان رسید! و برگ زرینی شد در تاریخ کوه نوردی شما و کشور و همینطور نوشتن سالی یک بار! در وبلاگتان که کار هر کس نیست،  بدینوسیله حکمتان را تنفیذ و شما را که احتمالا فدراسیون از تو لُپ لُپ در آورده است به سمت همان پستی که هنوز داریم فکر می کنیم یعنی شما چکاره شدید  فدارسیون کوه نوردی منصوب می کنیم باشد که منشا اثر باشید.

برادر ارجمند جناب آقای حبیبی

به موجب این ابلاغ شما هم به سمت مسوول روابط عمومی اروپا و امریکا و اقیانوسیه بخش مردان منصوب می شوید و همچنین با حفظ سمت نظر به اینکه  سن و سالی از  شما گذشته و انشاالله کبریت بی خطر شدید با حفظ تمام سمت های قبلی از جمله حق انحصاری ترجمه در دنیای مجازی به سمت مسوول روابط عمومی نسوان سنگ نورد آسیای میانه و مدیر برنامه های «ساشا» جان جان سنگ نورد خوشگل  امریکایی هم منصوب می شوید.

جناب آقای بهرام پور علی بابا

به موجب این ابلاغ شما با حفظ تمام سمت های داشته و نداشته تان به سمت «مسوول حوزه فرهنگ و اندیشه رسانه های پویا در امر کوه نوردی نوین و چالش های پیش رو در فراروی کنش های فرهنگی و واکنش های غیر فرهنگی در گستره ی ارتباطات بی مرز  کوه نامه و گاد فادریسم» منصوب می شوید، همچنین با حفظ سمت گاهی هم یک چای برای ما بیاورید.

موفقیت دوستان را از ایزد منان خواستاریم انشالله، صلواتی عنایت بفرمایید

آقا منو کجا دارید می برید من که دیگه  قرصامو سر وقت  دارم  می خورم

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 0:19 |

 

در راستای اینکه برخی! این روزها دارند صعود های کوه نوردان را از منظر زمستانی بودن و نبودن کارشناسی!! می کنند، بنابراین ما هم تصمیم گرفتیم این امر را نظام مند کنیم فلذا  «ستاد تایید صعود های زمستانه طنزکوه» را تشکیل دادیم  وعلت این امر هم  این است که نظرات کارشناسی ما! صرفا در قالب همین طنزها می گنجد و بس! وگرنه در ادبیات جدی کسی تره هم برای ما خرد نمی کند.

در همین خصوص چند تن از کوه نوردان زنجانی که اخیرا صعودی از شمالی دماوند داشته اند. گزارش صعود خود را برای ما ارسال کردند تا ما گرید (درجه) و اعتبار آن را در ستاد بررسی کنیم که  این امر منجر به پرسش و پاسخی به شرح زیر گردید.

لازم به ذکر است سایر دوستان هم چنانچه تمایل دارند صعود های خود را به ستاد اعلام  تا برایشان درجه بندی کنیم

متن پرسش و پاسخ

محسن سعید زاده (آیاز) سرپرست تیم زنجانی ها: ستاد محترم تایید صعودهای زمستانه طنز کوه! با سلام،  به پیوست  گزارش صعود خدمتتان ارسال می شود، لطفا نسبت به تایید زمستانه بودن آن اقدام نمایید.

 ستاد: آیاز عزیز؛ شمالی گفتی و شعر یادم آمد مثل  شیرین که بود  فرهادم آمد!

صعود شما زمستانی نیست چرا که گفتید شمالی و در واقع احتمالا شما، شمال و کنار ساحل لم داده بودید و با توجه به اینکه این روزها هوا گرم شده دیگر اصلا زمستانی نیست! ما آن روز خودمان با مایو بالای دماوند حمام آفتاب گرفته بودیم و داشتیم لیمونادمان را مزمزه می کردیم صعود زمستانه می خواهید صعود نیما اسکندری

 آیاز: ولی نیما هم با ما در همان روز دماوند بود؟!

ستاد: اتفاقا نکته همین جاست و شما نگرفتید  آن یالی که نیماشون اینا  رفتند اتفاقا خیلی سرد بود و یک صعود زمستانه تمام عیار بود. تمام نشانه های یک صعود زمستانی را داشت.

آیاز: آقا یک بام و دو هوا که نمیشه یک یال سرد یک یال گرم! عجیبه

ستاد: دیگه داری زیاد حرف می زنی بخیل، حسود، بدبخت، بی شرم یا شرف!، بیمار زن!

آیاز: بیمار زن؟!! آقا اون یوماره نه بیمار! ضمنا این به  آن معنی نیست که شما همین جوری از نیما خوشت میاد و همینجوری از ما نه؟

ستاد:رفتی به قهقرا و داری رندی می کنی واقعا متاسفم بی شرمی تا چه حد؟! خیر اینطوری نیست این افتراها اصلا به ستاد ما نمی چسبه رفاقت جای خود اینجا نقده

آیاز: مگه مال ما نسیه است؟! والله من نفهمیدم! مال ما تابستانه است مال آن ها زمستانه؟!!!

ستاد: خیلی مانده است شما ما را بفهمی بی شرم، عوضی، فحاش

آیاز: شما به من می گی فحاش بعد خودتان دارید یک ریز به من  فحش می دید؟!

ستاد: ما کی فحش دادیم هان؟! نفهم

.........................................................

ایام متعلق به  دهه فجره یاد شعاری  از اول انقلاب افتادم

لحظه به لحظه گویم زیر شکنجه گویم یا مرگ یا اخبار نانگاپاربات!!

در اینکه تیمی از کشورمان الان در نانگاپاربات است  و وبلاگ گل کوه و کوه نوشت در انتشار اخبار لحظه به لحظه  این تیم با هم کورس گذاشته اند و در خصوص سایر صعودها اینقدر شلوغ کاری نمی کردند! هیچ ربطی به کوه نوردی خودی و نخودی!، دولتی و غیر دولتی ندارد  و اصولا ما قرابت کوه نوشت و گل کوه و نزدیکی تیم نانگاپاربات را به هسته اصلی کوه نوردی در کشور یعنی فدراسیون کوه نوردی را قویا تکذیب می کنیم!

این طفلی ها این اخبار دستشان می رسد تو رودر بایستی می گذارند.

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 15:18 |
 

قرار است تیمی  از ایران نانگاپاربات را صعود کند. خب! فعلا که پول می خواهد ما خودمان را یک لالوهایی قایم کردیم؛ تیم که راه افتاد لطفا به بنده خبر بدید. الانم هیچی نمی گیم! بگذاریم ببینم داستان چه می شود. از آنجایی که در باب کار رسانه ای می بایست همیشه حاضر به یراق بود فلذا  این حقیر (نماینده افکار عمومی کوه نوردی!) پیش بینی های لازم را کرده  و دو متن در خصوص موفقیت و عدم موفقیت این تیم حاضر کرده ام تا ببنیم چه می شود.

لازم به ذکر است هنوز با خودم به توافق نرسیدم که از این تیم خوشم می آید یا نه! بسته به آینده دارد و اینکه کلا به من محل بدهند یا نه! همان داخل آدم حساب کردن و این چیزا

متن اول: موفقیت ( این متن در صورتی منتشر می شود که یک هو از این ها خوشمان بیاید همینطور بی دلیل)

صعود زمستانه ی نانگاپاربات بی شک کاری نو و در خور توجه و با ابعاد گسترده ی جهانی است پس مبارک باشد. این تیم با این صعود تمام صعود های قبلی را کُد کرد و هفت هیچ برد. دیگر نه خبری از صعود فریدیان است  نه کس دیگر!

  کلا اصل صعود این بوده و به نظر ما اول اولین ها است ما چند میلیون هم برای کمک به این تیم کنار گذاشته بودیم که عابر بانکمان متاسفانه دقیقه نود خراب شد و تا روز اعزام نتوانستم درستش کنیم! ولی ما هم  شریک!!

متن دوم: عدم موفقیت

شکست فضاحت بار صعود به نانگاپاربات! لکه ی سیاهی است در کوه نوردی کشور! این همه هم پول دادیم ها! این ها باید به  افکار عمومی کوه نوردی توضیح دهند ( در اینجا افکار عمومی فقط من هستم اما چون معمولا توهّم می زنم مثل دلواپسان عقاید خودم را مردم و افکار عمومی می دانم) این صعود عوام فریبانه( اینجا چون دنبال بهره بردای هستیم افکار عمومی را تبدیل به عوام کردیم و ما  شدیم  خواص و اهل فن!) ننگی است بر تارک کوه نوردی کشور حالا یک عالمه هم نقد! داریم که سرماه، سر سال، سر 14 ماه، سر17 ماه، سر 18 ماه، سر 23  ماه و 10 روز منتشر خواهیم کرد ولی اصل نقد!! ما  در 9 ماه و 9 روز و 9 ساعت دیگر منتشر می شود. با طول دوران بارداری اشتباه نشود.

آهای زن این قرص های من کو؟!

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ و ساعت 22:9 |
 

در راستای حفظ ارزش های کشور و کوه نوردی و همینطور جا و مقام و موقعیت خودمان که فرشید داوودی می بوده باشیم! گفتیم هیات مدیره زاقارت ها متشکل از خودم و خودش! جلسه  اضطراری گذاشته و نسبت به  تشکیل «ستاد مبارزه با خوشگذرانی کوه نوردها در تیم زاقارت ها» اقدام لازم را مبذول بفرمایند؛ که به حول و قوه ی الهی تشکیل شد. به همین منظور کمیته ای در دل این ستاد تحت عنوان «کمیته تعیین مصادیق مجرمانه ی خوشگذرانی» تعریف شد و کمیته مذکور با عنایت به همین مسئله نسبت به تعریف این مصادیق به شرح زیر اهتمام ورزید. بدیهی است تخطی از این مفاد موجب اخراج از تیم زاقارت ها خواهد بود.

همچنین کمیته مذکور موظف شد با بهره گیری از اسناد بالا دستی و پایین دستی و دم دستی و وسط دستی نسبت به گزارش تخلفات به ستاد مبارز با خوشگذرانی اقدام لازم به عمل آورد.

مصادیق مجرمانه خوشگذرانی

1- خندیدن به گونه ای که در آن دندان ها هویدا شود! کوه نوردان موظف هستند مراتب لذت خود را آن هم صرفا از امور مباح فقط با یک لبخند تومانینه ابراز دارند

2-کوه نوردی مختلط ممنوع اصلا چه معنی دارد؟!... کوه نوردان متاهل شرکت کننده در گروه هم می بایست سند ازدواج منگوله دار به همراه دو شاهد عادل همراه خود داشته باشند و بیست متر هم از گروه عقب تر بیایند

3- در صورت حضور بانوان می بایست با حجاب کامل یک چشم بوده و در صورت تبادل خوراکی با نامحرم استفاده از ابزار کفگیر و ملاقه الزامی است.

4- دهان کوه نوردان صبح روز صعود بو می شود

5- کلیه کوه نوردان مرد باید ریش داشته باشند و هکذا خانم های غیر متاهل( منظورمان را که می فهمید قبل ازدواج نخ و مَخ به صورت و ابرو ممنوع است)

توجه: به کسانی که در روز صعود روزه باشند جوایز نفیسی تقدیم خواهد شد از جمله پیشنهاد یک صعود برون مرزی که بهش می دهیم که اگر دوست داشت با پول خودش برود!

تذکر و خیلی توجه: کلیه کوه نوردان توجه داشته باشند ما برای کوه نوردی پول بهتان نمی دهیم تازه پول هم ازتان می گیریم! ولی باید ارزش های ما را هم لحاظ کنید!! همینی که هست

آقا یه شاعر بود می گفت: دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم!

...............................................................

کمک مالی به تیم نانگاپاربات

در راستای طرح مسئله کمک مالی به تیم نانگاپاربات عرض کنیم:

نه اینکه خیال کنید نمی خواهیم پول بدهیم ها، اتفاقا بحمدالله حساب بانکی  کاملا پر است و بانک ها دیگر پولمان را قبول نمی کنند و می گویند جا نداریم نگه داریم ولی توصیه ای عرض می کنیم:

آقا والله نانگا تابستونشم خطرناکه چه برسه به زمستونه، بعدشم بزارید حال این تیم خارجیه بره، اصلا چه کاریه؟! خطر داره اونم در شرایطی که تحریم هم هستیم و مذاکرات  1+5 هم به نتیجه نرسیده!! قیمت نفت هم که داره هی می آد پایین! خدا بیامرز سامان نعمتی را به این زودی یادتان رفت؟! اصلا مسئله ده هزارتون نیست ها، بابا خونه به این گرمی، پتوی گرم، صبحانه و چای گرم، نان داغ -کباب داغ، بازی نون بیار کباب ببر، والله برا ده تومن نیستا، ما چهارتا پیراهن تو رختخواب! از شما بیشتر پاره کردیم ها، خیلی رختخواب گرم تره و نرمتره. تازه اگر موفق هم نشید بعدا تحت عنوان نقد یه عالمه فحش می خورید اسناد براتون رو می شه ها از ما گفتن بود. همین توچال بهتره ها، کلی هم آدم تو مسیرشه، تازه می تونید وقتی برگشت  از سنگ مریم یه فرود هم بزنید خیلی فاز می ده ما خودمون کلی تجربه کردیم اصلا چرا تو این بی پولی این آقای معانی رفت به یه قله تو آرژانتین حالا که اینطوری شد من پول نمی دم!!!

ضرب المثل: مادر بزرگمان می فرمود: ای بابا ننه جان  زن بابا اگر بخواد نون بده سر تنور هم می ده!

پ.ن: آقا سایت فدراسیون نو نوار شد و بالاخره اون عکس دویست سال پیش را برداشتند! آقا بگید از پیشنهاد ما استقبال کردید دلمان خوش باشد!

 

+ نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۳ و ساعت 13:54 |

 

کوه نامه: زارعی: شرط گذاشته‌ایم تا کسی پناهنده نشود/ پول خوشگذرانی ورزشکار را نباید فدراسیون بدهد!

رضا زارعی در مصاحبه با ایلنا( به کوه نامه مراجعه کنید) گفته است فدراسیون که نمی‌تواند برای خوشگذرانی یک ورزشکار هزینه کند!(احیانا به لاس و گاس نروند)   و همینطور گفته است ورزشکاران قبل از عزیمت باید ضمانت بازگشت بدهند و خانم ها هم که ملک وثیقه بگذارند!

حقم دارد یک اوست و یک فدراسیون و یه عده ورزشکار عشق و حالی! علی ایحال با توجه به اینکه در چند روز آینده مسابقات جهانی یخ نوردی در کره جنوبی برگزار خواهد شد و از آنجایی که اینجانب هم برای  حفظ ارزش ها دغدغه دارم پیشنهاد می کنم این آقایان ورزشکار را بعد از مسابقات و در بدو ورود به کشور معاینه فنی کنند احیانا تصادفی نباشند و گلگیری، سپری را به جایی نمالیده باشند.

 در خصوص ضمانت بازگشت هم علاوه بر وثیقه  یک نفر از اعضای خانواده اش را گروگان بگیرند تا برگردد و همینطور مدیونش کنیم که دست از پا خطا نکند  و البته اینجانب به عنوان شیخ فرشید حاضرم یک کلاس رایگان هم برایشان بگذارم و حرمت برخی مسائل را در دول خاج پرست توضیح بدهم و تفاوت فرهنگی ها را گوشزد کنم!

در همین راستا اتفاق زیر متصور است:

بعد از مسابقات یخ نوردی و هنگام بازگشت در فرودگاه

 مامور فدراسیون: ها کن

ورزشکار: ها....

مامور: اَه پیف پیف یه مسواک می زدی ...آقا رضا ایشون فقط چایی داشتند

آقا رضا: اوکی یک و صد بریز به حساب! بالاخره چای خوردن هم عشق و حاله !...بعدی

مامور: ها کن

ورزشکار: ها...

مامور: اوه آقا رضا ایشون مورد داشته!

آقا رضا: بپرس با کباب و جوجه و ماست و خیار زده یا خالی بوده؟

مامور: آقا هنوز خماره مثل بلبل داره اعتراف می کنه میگه حال اساسی بوده

آقا رضا: من تو مصاحبه ام هم گفتم  برای من به عنوان رئیس فدراسیون، اعتبار خودم و فدراسیونم و همچنین ارزش‌های کشورم بر هر چیز دیگر ارجحیت دارد. ده میلون بریز به حساب تا حساب کار دستت بیاد بعدی

مامور: ها کن

ورزشکار: ها...یه آروغ هم پشت بندش میاد

مامور: آقا رضا این هیچی نخورده طفلی انگار از سر بی پولی همش روزه بوده خواسته خرج دست فدراسیون نذاره!

آقا رضا: یک میلون بریزه به حساب

ورزشکار: آقا چرا؟! من که کاری نکردم پاک و پاکم!

آقا رضا: نخیر داداش رفتی یخ نوردی مقام آوردی کلی خود این عشق و حاله! هزینه سکو رفتنت و یخ نوردیت رو بریز به حساب! مرد حسابی اگه عشق و حال نبوده پس چرا یخ نوردی می کنی؟

ورزشکار در حال خاراندن سر!!

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ و ساعت 21:10 |
 

برنامه یخار ناتمام ماند، نمی دانید چقدر دلم خنک شد! نه اینکه فکر کنید مریضم یا مشکل روحی و روانی دارم ها، نخیر از همان بچگی هام  به طور کلی از موفقیت هیچ کس خوشحال نمی شدم. همیشه وقتی یک نفر در کوه موفق نمی شود کاری را انجام دهد اول بره کُشان من است! خیلی کیف می کنم  چون خودم نه می تونم و نه قادرم شاخ بز سوا کنم، برای همین چرا باید برای موفقیت دیگران خوشحال بشم؟!

شهد شیرین ناتمام ماندن برنامه یخار بر عاشقانش گوارا باد!

به نظر من اصلا کل برنامه ابهام دارد و اینها فقط یک پوستر چاپ کردند و اصلا نرفتند که برند تو همان خانه شان نشسته بودند مدام اخبار آپ دیت می کردند همه اش جعلی همه اش ساختگی!

فکر کنم وقت قرصامه!

............................................................

خیلی جای خوشحالیست که سنگنوردی ما عنقریب به استاندارهای جهانی نزدیک شده و همین روزها از آن هم جلو می زند و آدام اوندرا می آید و اشکالات سنگ نوردی اش را از سنگ نوردان ما می پرسد و این مهم میسر نشده جز با همت سنگ نوردان تازه به دوران رسیده ی ما!

مثلا اخیرا تو سالن سنگ نوردی این سنگ نوردان تازه به دوران رسیده وقتی از روی دیواره می افتند به جای کلمه مجعول و دمده شده ی «لعنتی یا لعنت» می گویند «شِت» و وقتی کسی در حال صعود همان مسیر است در جهت تشویق به جای کلمه قدیمی «آفرین همینه» خیلی با کلاس می گند «او یه» که خلاصه شده «اوه یس» هست  و  وقتی مسیر تاپ شد  می گند « واووو» که همون دمت گرم خودمونه!

نتیجه گیری: بعضی از ما از لات گیری فقط سرپا ادرار کردنش رو یاد گرفتیم!

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه ششم دی ۱۳۹۳ و ساعت 18:14 |
 

 عباس محمدی مجری جلسه

 خیلی خوشحالم که امشب در خدمت شما هستم و چقدر خوبه که میکروفن هم دارم. به هر حال امروز روز جهانی کوهستان است وجشنواره کوه نوشته ها؛ و من از حضار خواهش می کنم  به کوه اگر می روند کیسه  فریزر و روزنامه هم با خودشون ببرند، البته روزنامه نه برای مطالعه!... بلکه برای پیچیدن یک چیزهایی در آن که همینطور در طبیعت رها نکنیم و دوستان لطفا به محض مشاهده این چیزها در طبیعت  بگویند اوه شِت! و بعد آن را توی روزنامه پیچیده، و برای اینکه بدشان نیاید بگویند به خودشان بفرما اینم یک کیلو گوشت چرخ کرده! بعد  داخل کیسه فریزر بگذارند  و با خود حمل کنند  پایین و بریزند پای گلدون های خودشون. در هر صورت من مایلم در این شب عزیز به پاس زحمات عباس ثابتیان این هدیه ناقابل رو تقدیم به ایشان بکنم که دو هفته پیش در بند یخچال محیط زیست را پاس داشت حسابی! معلوم نبود شام چی خورده بود!

عباس ثابیتان پشت میکروفن

شاعر می فرماید: اگر عباس محمدی نبود، انجمن و طبیعت چیزی کم داشت. از کتاب هشت بعلاوه یک! نوشته ی سهراب اینا

رضا خوشدل: آقا چرا ندادید این کتاب رو هم تو مسابقه شرکت بدیم؟!

عباس ثابتیان:  داداش این کتاب شعره چه ربطی به کوه داره آخه!... هیات داوران مارو باش....بله اتفاقا من هم  می خواستم به پاس عمری تلاش و زحمت عباس محمدی این هدیه ی ناقابل رو تقدیم ایشان  بکنم

عباس محمدی پای میکروفن

ممنونم عباس جان اتفاقا یک هدیه  ناقابل پیش من داری و می خواستم از آقای «سرج ناکوزی» تقاضا کنم بیان بالا و این هدیه را تقدیم عباس عزیزم  بکنند

«سرج» بلند که میشه پاش گیر می کنه به میز سکندری می ره... اوه شت

عباس محمدی: کو! کجاست؟ عباس یه روزنامه و یه کیسه فریزر بده خدمت آقا

... بله واقعا کتاب های بسیار ارزشمندی در کوه نوردی به چاپ رسیده که که قطعا همگی دوستان و میهمانان عزیز که اینجا حضور دارند آن ها را خوانده اند اینطور نیست؟

جمعیت حاضر طاق را نگاه می کنند!

خب من واقعا مایلم که جایزه ویژه این انجمن را بدهم به عباس ثابتیان که خودم دیدم حتی در کوه هم روزنامه می خواند!...بیا عباس جان این هزاری ها برگ سبزیست تحفه ی درویش!

محمد درویش: آقا ما کجا هدیه دادیم همینجور برا خودتون بذل و بخشش می کنید؟!!!

مدعوین بالای سن: آقا پس جایزه های ما چی میشه؟

عباس محمدی: خب آقای سرج ناکوزی هم چند کلامی حرف دارند پلیز کام –درست گفتم عباس؟

سرج ناکوزی: تنکیو وری ماچ «کولافای عاباسی» فور دیس نایس نایت! وی اولویز پرزنت گیفت آس! آی تینک سو یو سیی این ایران «بارو بِرِد» ایتس وری گود!

ترجمه مترجم جشنواره : ایشون می فرمایند «من فقط در یک کلام می گویم طبیعت زیبای ایران را دریابیم متشکرم!»

ترجمه خبرنگار طنز نیوز که البته غلط است!

خیلی متشکرم خلافای عباسی برای این شب زیبا، ما همیشه به هم هدیه می دیم. فکر می کنم شما در ایران بهش می گید نون قرض دادن این خیلی خوبه

عباس محمدی: بله حالا پیام ریاست فدراسیون را آقای حسین رضایی قرائت می کنند

مجری در گوش حسین رضایی: چرا رضا نیومد بازم عمل داشت؟!

حسین رضایی: نه بابا رفته پابوس آقا دخیل بسته بلکه دوره ی بعد من رییس فدراسیون نشم

مجری: بله بفرمایید

واقعا بسی مسرت بخش است که من اینجام چون شیرازیم مایلم کل دیوان حافظ را امشب برایتان بخوانم.........

یک ساعت بعد

مجری: داداش پیام رییس فدراسیون همش چهار خط بود یک ساعته بالای تریبونی این همه تلویزیون حرف می زنی بسِت نیست؟!

.... در خاتمه عرض کنم هر کس من رییس انجمن او بودم  زین پس عباس ثابتیان هنوزم رییس انجمنش است!...خب دوستان واقعا شب خوبی بود! موز و شیرینی و نسکافه بالاست بفرمایید پذیرایی شید... آقایان! آقایان!! لطفا یواش تر چارچوب درو از جا در آوردید لطفا برای حفظ محیط زیست موزهارو با پوست بخورید بخدا کیلو 6 تومن پول دادیم

فرشید: ساقی خانم بیدار شید جلسه تموم شد ملت دارند میرن!

ساقی : ( خمیازه) آقای حمیدی بالاخره اومد؟!

فرشید: بهرام عکس به اندازه کافی که گرفتی؟ الان برنامه ات چیه؟

بهرام: هیچی قبل اومدن سر خیابون بهار یه دل جیگری دیدم برم چند سیخ بزنم تو چیکار می کنی؟

-هیچی بابا مثل همیشه میرم خونه نون خالیمو سق بزنم!

بهرام: برنامه ساکا سرجاشه؟

-آره بابا 6 بیا دنبالم

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳ و ساعت 18:8 |