در راستای اینکه همایش فضای مجازی قلم با حضور کم  کوه نویسان و کوهنوردان برگزار شد؛ لذا ما از دیشب  تا وقت نماز صبحمان (حتی نماز شبمان قضا شد) با هیات تحریه ی طنز کوه  نشستیم بررسی کردیم که علل این استقبال کم چی بوده؟! به این نیتجه رسیدیم با توجه به اینکه بخش زیادی از کوه نوردان و وبلاگنویسان در  شهرستان ها هستند و در تهران امکانات اسکان برایشان وجود نداشته و فقط یک ناهار بهشان دادند، بنابراین مطمئن شدیم که پکیج فدراسیون ضعیف بوده و چنانچه پکیج این همایش چرب و چیلی تر بود قطعا همه می آمدن! حسب امتحان و اثبات حرفمان ما پکیج زیر را برای سال آینده پیشنهاد می کنیم و فقط هم دو دقیقه! برای ثبت نام زمان می گذاریم.

هیات تحریریه ی طنز کوه برگزار می کند:

همایش تحقیقی کوه نوردی و فضای مجازی

محل برگزاری: سواحل آنتالیا- هتل 2+5 یوآل

زمان برگزرای: تابستان به مدت یک هفته

هزینه همایش: کاملا رایگان با پرواز فرست کلاس تازه موقع بازگشت هدایای ارزنده ای به شرکت کنندگان تعلق خواهد گرفت

برنامه های همایش

-ساعت هشت صبح یک بانوی زیبا بالای تختتان می آید و شما را به آرامی بیدار می کند تا حمام کنید

-ساعت 8.30 صبحانه  را در تختخواب میل می کنید و در هنگام صرف صبحانه شما از تماشای رقص عربی کاملا زنده! لذت خواهید برد

-در ساعت 9.30. یک برانکارد جلوی در واحد شما آماده و شما را به محل همایش می برد و شما به مدت چند دقیقه محل همایش را   فقط از نزدیک تماشا می کنید

-در ساعت 10 به بار و بوفه  رفته و نوشیدنی های مختلف اعم از مجاز و غیر مجاز برایتان سرو می شود(در انتخاب نوع نوشیدنی مختارید)

- در ساعت 11 به اتاق ماساژ می روید تا یک ماساژ مشدی ببینید (انتخاب جنسیت ماساژور با شرکت کننده است)

-درساعت 12.30 برای صرف نهار می روید( میز نهار با صد نوع غذا، اردور و دسرهای مختلف سرو خواهد شد)

-در ساعت 13.30 برای چرت بعد از ظهر برده می شوید.

-در ساعت 15 به محل همایش رفته و تا ساعت 15.30 یه خورده مقاله برایتان ارائه می شود که قطعا از نصف بیشتر نخواهد بود

-در ساعت 16 به سونا و جکوزی می روید(سونا و جکوزی مختلط است لطفا کسانی که شرع مانعشان هست به حمام واحد خود بروند)

-از ساعت 18 تا نیمه شب آزادید و می توانید از دیسکوهای ساحلی و سرپوشیده، هتل،بار،بوفه و غیره نهایت استفاده را ببرید.

توضیح: در تمام طول هفته همین برنامه البته با تنوع بیشتر ادامه خواهد داشت.

منتظر حضور سبزتان هستیم

پ.ن: لطفا دیگر ثبت نام نکنید پست به انتها نرسید جاها پر شد،مگر دوستی،کسی، سفارش شده باشد

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه هجدهم شهریور 1393 و ساعت 15:3 |
 

خلفای عباسی

........................

عباس اولی به عباس دومی : عباس چرا پس اینقدر کم اومدن؟!

عباس دومی به عباس اولی: آی کیو جان! گفتند همایش مجازی نه حقیقی ! همه الان تو خونه هاشون پای چت و وایبر و لاین و فیس بوک دارند شدید این همایش رو پیگری می کنند!

عباس اولی به عباس دومی: آهان متوجه شدم حالا!... واتس اپت روشنه یه جوک باحال اومد سند کنم واست؟!

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه هفدهم شهریور 1393 و ساعت 13:4 |
 

اختلاس ده میلیون تومانی در صعود قلم!!!

علی ایحال کوه نورد جماعت نان ندارد بخورد چه برسد که اینقدر پول بدهد به اهالی میزبان آن ها هم اختلاس کنند بروند پی کارشان که احتمالا الان لا کت خاوری تو کانادا لمیده باشند!!! صعود قلم از هزینه همیشه پدر میزبان را در آورده و البته مورد داشتیم که بعضی ها از صدقه سری صعود قلم خانه و ماشین بی ام و هم خریدند! باور ندارید همین روزها اسنادش در می آید.

ضرب المثل: به گنجشکه گفتند منار به فلانت! گفت یک چیزی بگید بگنجه

اصلا چرا این آقای م.ص که البته محمد صدقی نیست ها (با م. ر هم اشتباه نشود) الان سکوت کرده است هان؟ حتما یک چیزهایی هست.این آقای م. ص که از قضا معاون اول صعود قلم هم بوده احتمالا با خاوری هم ساخت و پاخت داشته که به ما ربط ندارد

و البته ما از جانب خودمان حلال کردیم دیگه مرتضی صالحی هم حلال کند همه چی به خیر و خوشی تمام می شود.دو روز دنیا ارزش ندارد ها

علی ایحال این صعود این دفعه ای سر دراز پیدا کرده برای همین هم وبلاگ صعود قلم ظاهرا از دسترس نویسنده هاش خارج شده و یحتمل دارد برا ی خودش اینم اختلاس می کند و در این بین رد پای داعش هم دیده شده چون پسورد به سرقت رفته.

اینجانب برخورد با صعود قلم و میزبانان آن را کلا به هر شکل و به هر صورت فریضه الهی می دانم و خواستار یک تجمعی حالا یک جایی توسط یک عده ای بصورت دور همی هم هستم

به نیابت از مرتضی صالحی ما هم نقدی مختصر از آقای صدقی کنیم:

آقای صدقی چرا آن شب شام جوجه کباب که البته خوشمزه هم بود و اصولا چرا شما به ترکی تعارف کردید. و در روز صعود! شب دختر شما حالش بد شد و ما فردا یک هو دیدیم بی شما باید صعود داشته باشیم و اصولا ما خراسانی ها سبلان نیامده بودیم که ترکی یاد بگیریم هر چند خوابگاه خوب بود ولی کولرها کم فروغ بود و کلا چرا شما الان سکوت به نقد ما کرده اید هان؟ و اینکه فرشید که نمی خواست با تیم بالا بیاید اصلا مرض داشت که بیاید سبلان که حتما به خاطر آن کباب های خوشمزه که دهانمان آب افتاد مشکین شهر بوده است و کلا فعلا حرفی ندارم و ادامه دارد تا بعد

اوین رفتید سلام ما را به بابک جان برسانید

پ.ن: پیشنهاد می کنم با مرتضی صالحی فیف تی فیف تی کنید شر بخوابد تهشم چیزی ماند با زکاتی خمسی چیزی مارا هم بی نصیب نگذارید ثواب دارد

البته می فرمایند صعود قلم نان نداشت بخورد پیاز می خورد اشتهایش باز شود!

همایش دنیای مجازی

عارضیم که صعود قلم که داستانش به اختلاس و اختلاف و کشمکش کشید و این کوه نوردهای وبلاگ نویس با گردهم آیی های صعود قلم بحمدالله صف آرایی کردند و دشمن تر هم شدند. بعدش کافه کوه آمد وصله پینه کند اختلاف ها را، که باز هم بیشتر به جان هم افتادند. بالاخره به صرافت افتادند آسیب شناسی کنند و یک همایش یا دعوتمایش! گذاشتند بلکم بیشتر به جان هم بیفتیم.

پیشنهاد می کنم یک بررسی کنیم ببینیم این وبلاگ نویس ها کلا کجایشان درد می کند اینقدر شب و روز به جان هم افتادند.

پ.ن: به خدا ما کوه نوردها خیلی حیفیم همینجور داریم الکی الکی حرام می شویم

خواهش: جسارتا به قول مرتضی صالحی اگر می خواهید نقد بکنید واقعا نقد بکنید و گرنه این روزها کسی با نسیه مشکل کسی را حل نمی کند ها

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه دهم شهریور 1393 و ساعت 23:28 |

با عنایت به اینکه این روزها مدارک کوه نوردی و سنگ نوردی  رنگ و وارنگ شده ( مثلا مدرک سنگ سالن با طبیعت مجزاست) و خیلی ها هم دارند خودشان را به آب و آتش می زنند که این مدارک را جمع کنند( شده نان دانی برای عده ای) فلذا   هر کس سعی می کند هر جور شده یک مدرک بگیرد و یحتمل عده ای یک گونی از این مدارک در زیر زمین خانه شان جمع کرده اند واسه روز مبادا و شده به نوعی یک امتیاز اجتماعی در کوه نوردی!  و اگر کسی نداشته باشد اصولا او را داخل کوه نورد به حساب نمی آورند حتی اگر ده بار هم اورست را فتح کرده باشد. در همین راستاتر احتمالا خواستگاری کردن کوه نوردان در آینده نزدیک  به صورت زیر خواهد بود.

-بععععله... خب  بفرمایید ببینیم آقا پسرتون کارشون چیه خونه دارند ماشین دارند؟

-والله آقازاده که غلام شماست البته،... کارشون کوه نوردی و سنگ نوردی این چیزاست از این راه هم خوب پولی دارند در میارن یه عالمه شاگرد دارند تازه کار چاق کنی شاگرد هم می کنند. دارند یه موسسه توریستی گل کشتی هم راه میندازند و به امید خدا برند واسه جام جهانی!  خونه شون هم فعلا  کوه و بیابونه و ماشینشون یه جفت باتوم که زیر پاشونه اونم واسه یه خانم دکتر بوده که باهاش فقط هفته ای یه بار می رفته کلکچال بر می گشته

-خب.. بفرمایید ببینیم مدرک کوه نوردی چی دارند می دونین که این روزها این چیزا خیلی مهمه!، البته ما اهمیت نمی دیم ولی خب حرف مردم...

-با اجازتون تمام مدارک کوه نوردی و سنگ نوردیش رو گرفته فقط یک مدرک غارش مونده که اونم به زودی ایشالله می گیره  الانم واسه مربیگری درجه 2 شرکت کرده

- به سلامتی...پس بابا  ماشالله خیلی فعالند

-البته ناگفته نماند ها چند بارهم اورست را بی اکسیژن فتح کرده

-باریکلا

انشاالله قسمت بشه آقازاده مارو به غلامی قبول کنید و این وصلت سر بگیره  قول می دن یک صعود به کی 2 بندازند پشت قباله دختر خانم گلتون...ماشالله ماشالله بزنم به تخته چه چش ابرویی

-به امید خدا والله خب دختر ما هم..البته کنیز شماست... تقریبا همینطوره تا حالا چند تا مدرک گرفته، دیپلم خیاطی و آشپزیشم گرفته، هر چند بهش گفتم مامان جان دیگه دیپلم آشپزی چیه این همه فست فود فروشی!، اما گفت خب مامان شاید خواستم سالی یه بار غذا درست کنم! منم گفتم عیبی نداره... انشاالله  همین روز ها هم دیپلم یخ و برفشم داره می گیره، امتحان داده، گفتند قبوله...البته ناگفته نمونه ها...  سنگ مقدماتیش هم گذرونده اونم با نمره خوب،  دو سه تا مسیر علم رو هم فری سلو رفته

-از فری سلو نگید که ماشاالله همین شازده پسر ما ، همه بهش می گن بیژن پلنگ! تا حالا همه مسیرهای علم کوه رو فری سلو رفته همینطور سنگ مریمو!!

-خب به سلامتی اگر ما جوابمو مثبت باشه آقا داماد قراره کجا بیواک کنند؟

-والله  شب عروسی آقا زاده قول یه شب مانی لزون داده، بعدشم انشاالله می رن  تو همین توچال هم بیواک می کنند تا بشند اولین زوج کوه نورد ایرانی  که بعد شب عروسیشون توچال بیواک کردند!!!...بالاخره این روزها مده خیلی ها دارند خودشون می کشن یه جوری اولین باشن!  این عنوان اولینشون رو میذارن تو وبلاگا و فیس بوک! اگر این وصلت سر بگیره واسه شیر بها یک ست کامل وسایل سنگ نوردی هم به عروس خانم می دیم

-عالیه

-مهریه هم یک جلد کتاب سرما زدگی قاتل خاموش به علاوه دو شاخه باتوم و انشالله یک صعود اورست

-مبارکه انشاالله

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه سوم شهریور 1393 و ساعت 8:51 |
 

اصولا بنده با یک درصد بسیار کمی از جامعه کوه نوردی،چیزی  حدود 99  درصد!! کوه نوردان زاویه دارم. آن هم به یک دلیل ساده که همه مشکل دارند جز من! در واقع نه اینکه من با آن ها زاویه داشته باشم  بلکه این ها رفتند برای خودشان زاویه پیدا کردند(بدبخت های زاویه دار) امیدوارم که درست بشوند.

 و از آنجاییکه که این بنده یگانه طنز نویس و اختر تابناک آسمان ولایت خودمان! هستم برای همین تصمیم گرفتم در برنامه گزارش 48 لهستانی های انجمن کوه نوردان شرکت نکنم لذا از دفتر آشیخ عباس ثابتیان استفتایی به شرح زیر داشتم که متن پرسش و پاسخ معظم له را به بصرتان می رسد.

حضرت آشیخ عباس ثابتیان دامت توفیقاته

با سلام و تحییات

اگر کسی از بدو تولد با همه زاویه داشته باشد من جمله خودم  و در همین راستا هم به علت زاویه داشتن با عده ای  نخواهد در مراسم گزارش خوانی انجمن شرکت کند حکم و نظر حضرتعالی چیست؟

 تقریر نمودند

استبعادی ندارد و اصلا آمدن و نیامدنش هیچ اهمیتی ندارد

سوال کردم

پس بالتبع من  شرکت نکنم چه حکمی دارد؟

فرمودند

به جهنم!

توضیح: با پاسخ آخری متوجه شدم چقدر ادبیات حاج آقا با رییس جمهور این روزها بهم  نزدیک شده است ها

پ.ن:

1- دیشب مراسم عروسی دوست خویم حمید مختاری بود خب مارم دعوت کرده بود. برای همین تبریکاتمون صمیمانه تر میشه و آرزو خوشبختی براش دارم

2- ماهزاده نجار از وبلاگنویسان دوست داشتنی در مسابقات دوی کوهستان مقام دوم  را کسب کرد به این دختره خیره سر بی عقل هم تبریک می گم

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 و ساعت 8:27 |
 

صعود با کتانی معمولی- ندانستن یا نداشتن!!

اسپانسرینگ و تبلیغات کتانی سنگ! البته برای آنانی که دارند بخرند

مسیرخوانی- باید درست خواند!

خوابیدن در هر شرایط و هر شکل

 نفر سوم کمی! از نونهال بودن بزرگتر است! و البته نیابتیست

لحظه ای شیطنت و حادثه

آدم  سنگی یا سنگ آدم نما!

آدام اوندرای ایرانی! (علی موسوی)

+ نوشته شده توسط فرشید در جمعه هفدهم مرداد 1393 و ساعت 23:15 |

 

«لیلی رهنما» در وبلاگ «مکث» پرده از یک حادثه در مسابقات سنگنوردی بانوان برداشت( معلوم هم نیست پرده رو کجا برده حالا) در همین خصوص خبرنگار «طنز نیوز» که  در محل برگزاری مسابقه به صورت کاملا مخفیانه بوده  مشروح مشاهدات و مصاحبات خود را برای هیات تحریریه ارسال کرده است. وی اعلام نموده اولا  اصلا اتفاقی نیوفتاده! دوما فیلمی که پاک شده حاوی تصاویر منشوری بوده که پاک شده! و سوما این حادثه به خاطر اختلاف بین چند خانم بوده ربطی به برگزار کنندگان مسابقه نداشته! در همین خصوص متن گفتگوی یواشکی دو خانم را که خبرنگار ما هم یواشکی شنود کرده و همینطورمصاحبه را که  از همین الانم کلا همه اش را تکذیب می کنیم  ارسال نموده که منتشر می کنیم.

خانم اولی: ببین اقدس جون من بالاخره چه بلایی سر این ایکبیری بیارم آخه یکی نیس بگه  تیتیش مامانی تورو چه به سنگنوردی! بپا ناخنات نشکنه مامانم اینا!... نمی دونی همش هم  افاده میاد که درجه صعودش بالاس... آخه اونی که تو صعود کردی 5.12 نیست عزیزم پنج قلقه.... ایییشششش تو برو همون سنگ مریمتو قرقره صعود کن

خانم دومی:آی گفتی اکی جون  منم خیلی ازش بدم  میاد این همه افاده.... با اون دماغ عملیش!..به خدا  تا حالا یه خواستگار هم نداشته

خانم اولی: حالا وایسا نیگا کن ببین چه جور حمایتش کنم... داره صعود میکنه بپا النگوهات نشکنه...

خانم رو دیواره: (سقوط) آی پام

خانم اولی و دومی: ای دردددد... به درک.... دلمون خنک شد!

اما خبرنگار طنز نیوز یه این بسنده نکرد و سراغ مسوول برگزاری مسابقات رفت و سوالاتی به شرح زیر پرسید:

خبر نگار طنز نیوز: سلام ببخشد درسته دو نفر مصدوم شدند؟ رفیتم فیلمو بازبینی کنیم دیدیم صحنه های ماقبل حادثه  به صورت اسلو موشن توش هست! صحنه حادثه حذف شده میشه بگید چرا اون قسمت های حادثه تو فیلم نبود؟

مقام مسوول: اولا حادثه ای اتفاق نیوفتاده! دوما شاید حاوی تصویر منشوری بوده! مثلا خانمه پریده پایین یه دو سانت پیراهنش رفته بالا! خب ما هم مجبورشدیم مثل مسابقات والیبال و فوتبال تصاویر منشوری را سانسور کنیم و تصاویر دیگه ای رو جایگزین کنیم! شما که نمی خوایید ما شعائر اسلامی رو نادیده بگیریم!

خبرنگار طنز نیوز: ( در حال خاراندن سر) عجب فقط همین قسمت منشوری بوده بگذریم چرا پزشک سر مسابقه ندارید؟

مقام مسوول: استثنائا امروز رو مرخصی گرفتند آخه امشب بله برونشونه بعد سالیانی یه خواستگار پیدا شده نمی خواست این فرصت از دست بره ما هم دلمون نیومد مرخصی ندیم آخه اگر طرف پشیمون می شد کو دیگه تا خواستگار...  می رفت ده سال دیگه  ولی یک دامپزشک هست اگر به کارتون میاد بگم بیاد خدمتتون

خبرنگار طنز نیوز: خیر من الان مشکلی ندارم اما ما شنیدیم اتفاقی افتاده ها

مقام مسوول: خیر صحت نداره  برید تقاضای ویدئو چک کنید ما در دستور کار قرار می دیم انشالله بررسی می کنیم درست بود امتیاز رو به شما می دیم (خبرنگار در حال خاراندن سر) بیشتر از این هم سوال نکنید چون دفعه بعد به سالن راهتون نمی دیم ها ضمنا الان وقت گلدن تایمه!!! لانچه!!!  لطفا مزاحم نشید

خبرنگار طنز نیوز: گلدن تایم؟!!! لانچ؟!!! ببخشید کسی اینجا دیکشنری نداره فارسی یادم رفته!

+ نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 و ساعت 14:13 |

 

عجالتا در سنوات ماضی  هر وقت سینماتوپوغراف ملل خاج پرست را به نظاره می نشستیم مشاهده می فرمودیم در مواقعی که  گزمه های دولت، متهم! را تحت الحفظ می کردند می گفتند: هر کلامی گویی درعدلیه بر علیه خودت استعمال خواهد شد و تفهیم می کردند؛ سکوت جایزتر است! در غیر این وجه چپقت با تنباکوی وارداتی چاق می شود. عنقریب به فراست افتادیم ما هم خفقان بگیریم و فقط در محضر وکیل نداشته مان تکلم کنیم!

اما بعد

1-القلم و القلم

در راستای  نوشتاری وقیح! تحت عنوان «صعود قلم نهم و خستگی که به تن میزبان ماند!» به قلم فرشید داوودی ملعون در سایت کوه نامه و اذعان این موضوع که صعود قلم به صورت کاملا سرد و تگری برگزارشد، خبرنگار طنز نیوز خبر مذکور را تکذیب و گزارش مستند! زیر را به ما ارسال نمود:

امت همیشه در صحنه ی کوه نورد به اطلاع می رساند:  مقارن همین چند روز پیش صعود قلم  با شرکت پر شور و  میلیونی!  اهالی غیور و قلم به دست و قلم به پا و قلم  به مزد و قلم بی مزد برگزار شد

جماعت وبلاگنویس در یک حرکت خودجوش! و با شعار های دشمن شکن خود  اقدام به صعود به سبلان نمودند. این حرکت ورزشی، اقتصادی، غیر سیاسی و عبادی و تفریحی موجی از شادی را در میان وبلاگ خوان ها ایجاد نمود به گونه ای که تمامی وبلاگنویسان که فقط هم خودشان وبلاگ هایشان را می خوانند و تا حالا شاخ بزی هم سوا نکردند اعلام نمودند سال دیگر با اهل و عیال  خانه و کاشانه در این صعود شرکت خواهند کرد تا مشت محکمی باشد بر دهان همین فرشید پدر سوخته!

حضور میلیونی و غرور آفرین کسانی هم که صرفا به سبلان رای داده بودند کاملا مشهود بود! و از راه های دور و نزدیک در پشت مانیتورها و در خانه هایشان از این حرکت استقبال کردند و پشت همان کامپیوترهای خود صعود موفقی را به این قله ی زیبا داشتند و  مراتب حمایت خود را از هر چه باشکوه تر برگزارشدن  این مراسم  در سال های بعدی هم اعلام نمودند این دسته از کوه نوردان با اشک اعلام نمودند خدا کند سال بعد هم توفیق حضور پیدا کنیم

به گزارش ستاد استحصال قلم، با رویت هلال قلم  بر روی سبلان  روز عید قلم  کوهنوردان اعلام شد

به گزارش خبرنگار طنز نیوز هلی کوپترهایی هم که برای امداد نجات رفته بودند به جای امداد و نجات رفتند رو هوا تا از این خروش عظیم کلا فیلم برداری کنند که تصاویر آن را بعد می دهیم خدمتتان

2-خر و خر بازی

این روزها هم که وقت و بی وقت خر عده ای  از پل کوه نوردی می گذرد آن هم  با رانت و بی رانت، با صدا و بی صدا ، فقط خرِ مای بدبخت است که از همان کره گی اش مانده بی دم(این را از خیلی قبل تر ها کنار وبلاگمان نوشته بودیم) آن هم به این دلیل که آمد از روی پل فدراسیون بگذرد افتاد دمش کنده شد !همین است که عین خودش در گِل مانده.

به گزارش ستاد استحصال سایر خرهایی که روی پل قرار دارند اوضاع فعلا خر تو خر است و منتظر مجوز عبور

 و البته برخی آدمهای این دنیای مجازی هم دچار توهم توطئه شدند و کلا خود را خیلی جدی گرفته اند و اینست که اگر ما جایی حرفی زدیم خیال می کنند بر علیه شان توطئه کردیم  البته این هم برای خودش عالمیست.

3-تسلیت

بهرام پورعلی بابا از اعضای معلوم الحال و منحوس سایت استکباری کوه نامه  به عضویت هیات اجرایی صعود قلم انتخاب شد! این فاجعه انسانی و زیست محیطی و غیره را به جامعه کوه نوردی تسلیت عرض می کنیم.

شعار ما: نه بهرام نه فرشید چاکر عزیز حبیبی هستیم!

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه یازدهم مرداد 1393 و ساعت 0:3 |

 

گزارش «دائولاگیری» پروانه کاظمی دیشب در یک فضای روحانی و معنوی خاصی برگزار شد و همه با دهان روزه و باز! تا آخر مراسم نشسته بودند! حاشیه هایی از این مراسم:

-یکی از نکات جالبه توجه این گزارش «کوکو سبزی» پروانه کاظمی در بیس کمپ بود. «آرمان ضابط»  همسر وی که از  تعجب دهانش باز مانده بود  و با حسرت به این تصویر نگاه می کرد! یحمتل می گفت؛ پس چرا تو خونه از این کارا نمی کنه؟!  برای همین از باشگاه  تقاضای «ویوئو چک» کرد که ببینه این کوکو سبزی واقعا کار پروانه کاظمی بوده؟! چون بعضا مشاهده شده ایشون مواد «پیتزا» ریختند تا ماهی تابه  «سبزی پلو با ماهی» از توش در آمده!

به گزارش طنز نیوز در همین خصوص فست فود فروشان محله پروانه کاظمی تحصن کردند و گفتند ایشان رفتند قله صعود کنند یا آشپزی یاد بگیرند؟! و اگر این کو کو سبزی کار ایشان بوده که منبعد ما ورشکست می شیم فلذا مراتب نگرانی خود را اعلام نمودند.

- از «فدراسیون کوه نوردی» کسی نیامده بود گفتگوی زیر محتمل است

حسین رضایی: آقا رضا!..(زارعی) امشب گرازش پروانه کاظمیه تشریف نمی برید؟

نه حسین جان قربونت من بس این گلنگ طلایی ها رو جابه جا کردم کمر درد گرفتم حالا خوبه نمادین بود اینقدر سنگین بود اگه میشه تو یه سر برو

والله منم فرصتشو ندارم دارم رو فیلم  کلنگ طلایی ها کار می کنم

خب پس  یه زنگ بزن به عباس ثابتیان بگو اون  بره ناسلامتی رییس انجمنه... چی می دونم  از این ان- جی- او- ها- ها هست

گفتم می گه ما نهاد مردمی هستیم زشته تو کار باشگاه ها دخالت کنیم!

-عظیم برهمنی با کفش آمده بود سالن خودم دیدم. مثل بیس کمپ برودپیک دمپایی ابری پاش نبود! گفتم بگم «تازه کار» در جریان باشه

- یه قله ای هم بود به اسم «توکوچه» جالب بود احتمالا علت نامگذاریش هم به خاطر این بوده که تو کوچه پس کوچه هاشان این قله بوده و همینکه تو کوچه پس کوچه های آنجا قله هست!یک ایده خوب برای فدراسیون خودمان  هست که تو کوچه های خودمان هم قله بسازندخیلی به توسعه ورزش همگانی و جذب توریست کمک خواهد کرد اصلا یک قله ی خیلی نمادین! خواهد شد.

-آقای حمیدی رییس باشگاه اسپیلت گفت: پروانه کاظمی معجزه کوهنوردی حال حاضر ماست! خب ما هم تصمیم گرفتیم این عنوان را کمی چرب و چیلی تر کنیم و معجزه قرن و معجزه هزاره سوم  و البته «اولین زن ایرانی کوکو سبزی پز در بیس کمپ فاتح  اورست» بخوانیمش

-فیلم پروانه کاظمی را هم دیدیم خوب بود فقط یک مقدار صحنه های اکشنش را بیشتر کنند جذاب تر می شود مثلا چهار نفر از کوه پرت شوند، یکی با تبر یخ بزند آن یکی را نصف کند! این همه جلوه های ویژه چرا کار نکردند نمی دانم!

- باشگاه اسپیلت سرود باشگاهی برای خودش درست کرده و احتمالا اسم آن هم «سرود جمهوری اسلامی اسپیلت» گذاشتند ما هم تصمییم گرفتیم برای اینکه از این باشگاه عقب نمانیم «سرود ملی زاقارت ها» را بسازیم با شعری به این مضمون

ای زاقارت ای همه تپه نورد

ای خاک عالم همه بر سرت

دور از تو اندیشه فلان فلان شده
پاینده مانی و جاودان ای در به در شده
ای … دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من زاقارتم
جان من فدای خاک پاک زاقارتی ام
عضویت تو چون شد پیشه‌ام
دور از تو نیست اندیشه‌ ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد تیم زاقارت های ما

-با این افطاری های هم که در پایان مراسم کلنگ طلایی و برنامه گزارش دائولاگیری و این باشگاه و آن باشگاه داریم می خوریم کلا چند کیلو وزن از دست دادیم و یک گیاه خوار تمام عیار شدیم و اصلا فضامون کلا خیلی معنوی شده همین شبهاست که بلند شویم یخ حوض را بشکنیم و  نماز شب  هم بخوانیم. التماس دعا اخوی

+ نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه شانزدهم تیر 1393 و ساعت 11:52 |
 

به گزارش همین کوه نامه ی بی چشم و رو« مراسم جشنواره صعودهای برتر توسط فدراسیون کوه نوردی» برگزار شد! به این فکر کردیم که خب با این همه پتانسیلی که در زاقارت ها وجود دارد چرا ما در هیات تحریه ی طنز کوه از همچین جشنواره هایی برگزار نکنیم تا یک وقت نگند این ها کلا از دنیا عقبند!

اما از طرفی  وضع مالیمان هم خوب نیست کاَنهو مثل فدراسیون بی نوا  که به جای کلنگ طلایی چند تا  کلنگ معمولی  ازشرکت هفت گوهر گرفته  و به صورت نمادین تقدیم کرد؛ ما که بی پول ترو بدبخت تر و بیچاره تریم که می خواهید باور بفرمایید یا نفرمایید تو  هزینه های همین کوه نامه ی زپرتی هم مثل دانکی! تو گل ماندیم اما بالاخره این طور که نمی شود این شد که برای پیشرفت و توسعه کوه نوردی آن هم به شکل بسیار نمادین! تصمیم به برگزاری جشنواره گرفتیم.

 اما چون زاقارت ها اصولا خودشان کلنگند بنابراین هدیه دادن کلنگ به یک کلنگ طبیعتا مبنایی ندارد برای همین هم تصمیم بر این شد به جای کلنگ قند شکن طلایی آن هم به صورت کاملا نمادین به صعودهای برترمان بدهیم .کاملا نمادین هم یعنی  قند شکن را ببرند یک ساعت قندهایشان را  بشکونند  پس بیاورند که سال دیگر داشته باشیم به کس دیگری هم بدهیم.

بنابرایم بر اساس شاخص هایی که ما خودمان دلمان می خواست چه باشد  و هیات داوران متشکل از چند زاقارت صعودهای برتر منتخب باز خودمان برندگان را اعلام می کنیم.

از آنجایی هم که هیچ جا و مکانی برای این برنامه نداشتیم رفتیم سراغ  سردار خان! قهوه چی محله مان  کلی خواهش و تمنا کردیم  و  وعده چهارتا ماچ آبدار هم بهش دادیم تا قهوه خانه اش را برای یک ساعت به ما بدهد  با چهار تا چای قند پهلو کنارش.

برندگان قند شکن طلایی

قندشکن طلایی برای بیشترین فرود (200 بار)در ظل آفتاب تابستانه، رخ غربی سنگ مریم به طول 25 متربه آقای عزیزالهی

آفتابه مسی تقدیم به بهرام پور علی بابا برای صعود رخ جنوبی سنگ مریم به طول نیم طول و چهار تا میانی با کلی نذر و نیاز که به سلامت صعود کند

کَلبَتَین طلایی به محمود بهروز به خاطر زاقارت بودن بی حد و اندازه اش

گوشت کوب طلایی و خیلی نمادین به فرشید داوودی برای بهترین گزارش

+ نوشته شده توسط فرشید در شنبه چهاردهم تیر 1393 و ساعت 12:24 |